{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشو وامیکرد اب میر

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشو وامیکرد اب میرفت تودهنش،نمیتونست بگه،دست کردم تواکواریوم درش اوردم شروع کردازخوشحالی بالاوپایین پریدن،دلم نیومددوباره بندازمش اون تو،اینقده بالاپایین پریدخسته شدخوابید،دیدم بهترین موقع تاخوابه دوباره بندازمش تواب،ولی الان چندساعته بیدارنشده یعنی فکرکنم بیدارشده دیده انداختمش اون تو قهرکرده خودشوزده به خواب...!/::(
دیدگاه ها (۸)

عاشقی یعنی همین..

به آنهائیکه دوستشان داریدبی بهانه بگوئید: " دوستت دارم " بگو...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشووامیکردآب مبرفت تو...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشووامیکردآب مبرفت تو...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشوبازمیکردآب میرفت ت...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه . تادهنشو وا می کرد آب می...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب م...

ماهیمون هی میخواست ی چیزی بهم بگه،تا دهنشو وا میکرد آب می رف...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه؛تا دهنشو باز میکرد آب میر...

ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه، تا دهنشو باز میکرد آب م...

ماهیمون هی می خواست یه چیزی بهم بگه. تا دهنشو وا می کرد آب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط