ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشو وامیکرد اب میر
ماهیمون هی میخواست یه چیزی بهم بگه،تادهنشو وامیکرد اب میرفت تودهنش،نمیتونست بگه،دست کردم تواکواریوم درش اوردم شروع کردازخوشحالی بالاوپایین پریدن،دلم نیومددوباره بندازمش اون تو،اینقده بالاپایین پریدخسته شدخوابید،دیدم بهترین موقع تاخوابه دوباره بندازمش تواب،ولی الان چندساعته بیدارنشده یعنی فکرکنم بیدارشده دیده انداختمش اون تو قهرکرده خودشوزده به خواب...!/::(
- ۱.۲k
- ۰۵ آذر ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط