{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

÷خودت اینطوری یادم دادی ، باید در ازای هرچیز باید چیز دیگ

÷خودت اینطوری یادم دادی ، باید در ازای هرچیز باید چیز دیگه ای بگیریم یا بدیم...


- درسته خوب یادت مونده ، هوشت به مامانت رفته

÷یعنی تو بی هوشی؟

با این حرفش شلیک خنده ام بلند شد ، خدایا چطوری یه بچه میتونه اینقدر بانمک باشه؟؟
از پشت میزم بلند شدمو به سمتش رفتم و بغلش کردمو لپش رو بوسیدم


-چقدر تو شیرینی پسر

÷خب پس باید چی بگم


-نمیدونم....


÷خب خب آقای هوانگ هیونجین منو بزارید زمین میخوام برم با هینا بازی کنم

- نمیشه که الکی اقای هوانگ هیونین ،اول بوس


بوسه ای آبدار روی گونه ام کاشت و منم زمینش گذاشتمش و اونم سریع بیرون دووید
از دست این بچه
دیدگاه ها (۱)

پارت ۲۵۶اینقدر گریه کردم که خالی شدم و بعد اب رو بستم و حوله...

پارت ۲۵۷کمی بعد جودی داخل شد و با شنیدن اینکه هیون اجازه ی ب...

ویو هیون با خودم مشغول بودم که در باز شدو هیونین وارد شد-اوم...

پارت ۲۵۵چی داشت میگفت؟ +کی میکشت؟ انگار تازه متوجه شد که چی...

پارت پانزدهم

پارت چهاردهم

وقتی ا ن تو رو به سرپرستی میگیره و...p23 ا.ت . کبودی ؟ کو ک...

part 12ویو نیک ماریا:هعی بیدار نمیشی بری شرکت نیک:یکم دیگه ب...

وقتی کتکش میزنی...

چند پارتی

پارت هشتم | امشبپارک لاراـ میچا، این قسمت رو ببین!بالش رو سم...

KIM V

تابع قوانین جمهوری اسلامی ÷چشم مامان جونم ــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط