{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 5

پارت 5
امیدوار شدم و به سرعت رفتم تا ناهار درست کنم سرگرم کار شدم و نفهمیدم زمان چقدر گذشت حس کردم یک صدایی از تو اتاقم اومد با سرعت به سمت اتاقم رفتم اما چیزی ندیدم به ساعت نگاه کردم وای خدای من یک ساعت گذشته
که یهویی یکی در خونه رو باز کرد و به داخل خانه رفتم مهدی و مریم بودن به محض وارد شدن مریم گفت
+چرا رنگت پریده
_چیی چیزی نشده خوبم
+باشه
میز رو چیدیم که مامان ستاره رسید به نظر خیلی خسته میومد بعد از عوض کردن لباسش اومد و تو سکوت غذا رو خوردیم بعد از خوردن ظرف هارو شستیم اشپز خونه رو مرتب کردیم مامان ستاره تو اتاقش بود باید راحب گلبهار باهاش حرف میزدم در زدم و رفتم داخل
_مامان
+جانم
_امروز به گلبهار زنگ زدم تا یک جا همو ببینیم
+خب مشکلی نداره من به دخترم اعتماد کامل رو دارم
_ممنون مامان
از اتاق بیرون اومدم و به اتاقم رفتم میخواستم یک نگاهی به کتاب بندازم شاید چیزی پیدا کردم کیف رو که تو کمدم مخفی کرده بودم بیرون اوردم و زیپش رو باز کردم کتاب رو برداشتم و بازش کردم یکی از عکس ها نبود یک لحظه ترسیدم دقیقا همون عکسی که افراد زیادی توش بودن و نمی شناختم کیف رو کامل گشتم اما ندیدم ک یهویی گوشیم زنگ خورد با سرعت بع سمت گوشی رفتم دیدم شماره گلبهار هست دکمه رو کشیدم
دیدگاه ها (۰)

پارت 6_الو سلام چطوری +سلام خوبم تو خوبی گلی _ خوبم فدات ی خ...

پارت7ترافیک شدیدی بود و تو اون گرما واقعا نمیشد بیرون رفت هم...

پارت *4*رفتم و مهدی و مریم رو بیدار کردم و گفتم مامان گفته س...

پارت*3*خیلی شوکه شده بودم ولی کنجکاوی نمی گذاشت بروم به اتاق...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part48رفتم سمت سعید و گوشیو از دستش کشیدم و ق...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

ملکه ی آدمیزاد وسه پادشاه خوناشام

(دلداده) ویو جونگکوک ساعت ۱ بود پس پاشدم رفتم حموم و لباسام ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۵$کایرا : راستی داداش!!.تهیونگ...

(دلداده)زنگ زدم جونگکوک به به ثانیه نکشید که جواب داد جونگکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط