{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ما چون ز دري پاي کشيديم کشيديم

ما چون ز دري پاي کشيديم کشيديم

اميد ز هر کس که بريديم ، بريديم

دل نيست کبوتر که چو برخاست نشيند

از گوشه بامي که پريديم ، پريديم

رم دادن صيد خود از آغاز غلط بود

حالا که رماندي و رميديم ، رميديم

کوي تو که باغ ارم روضه خلد است

انگار که ديديم نديديم، نديديم

سد باغ بهار است و صلاي گل و گلشن

گر ميوه يک باغ نچيديم ، نچيديم

سرتا به قدم تيغ دعاييم و تو غافل

هان واقف دم باش رسيديم، رسيديم

وحشي سبب دوري و اين قسم سخنها

آن نيست که ما هم نشنيديم ، شنيدي
دیدگاه ها (۰)

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ، بریدی...

ما چون ز دری پای کشیدیم ، ‏کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ،‏ ب...

این شعر رو یادمه ۳ ۴ ساله پیش استوری کرده بود

ما چون ز دري پاي کشيديم، کشيديماميد ز هر کس که بريديم،بريديم...

ما چون ز دری پای کشیدیم ، کشیدیمامید ز هر کس که بریدیم ،برید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط