با تو هر کس می نشیند لحظه ای در گفتگو
با تو هر کس می نشیند لحظه ای در گفتگو
ساده یا مشکوک و طولانی حسودی می کنم
هرکه را تو دوست داری من تنم تب می کند
هرکه باشد، هرکه میدانی حسودی می کنم
شعر تو باشد اگرجز من برای سنگ و خار
من به اوهم چون که می خوانی حسودی می کنم
وای بر من در سرت اندیشه و رویای چیست؟
من به این افکار پنهانی حسودی می کنم
هر شعور و منطقی را منطقم پس می زند
در کمال جهل و نادانی حسودی می کنم
باز می گویی نترسم آخرین مقصد منم
من ولی آنجا که الانی حسودی می کنم
هر که دمخور با تو باشد هر که لمست می کند
یا که می بیند به آسانی حسودی می کنم
آب اینجا تازه تازه بوی غربت می دهد
من به ماهیهای ایرانی حسودی می کنم
ساده یا مشکوک و طولانی حسودی می کنم
هرکه را تو دوست داری من تنم تب می کند
هرکه باشد، هرکه میدانی حسودی می کنم
شعر تو باشد اگرجز من برای سنگ و خار
من به اوهم چون که می خوانی حسودی می کنم
وای بر من در سرت اندیشه و رویای چیست؟
من به این افکار پنهانی حسودی می کنم
هر شعور و منطقی را منطقم پس می زند
در کمال جهل و نادانی حسودی می کنم
باز می گویی نترسم آخرین مقصد منم
من ولی آنجا که الانی حسودی می کنم
هر که دمخور با تو باشد هر که لمست می کند
یا که می بیند به آسانی حسودی می کنم
آب اینجا تازه تازه بوی غربت می دهد
من به ماهیهای ایرانی حسودی می کنم
- ۲.۰k
- ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط