#رمان #دنیای_من
#رمان #دنیای_من
پارت بیست و هشتم:
اون ارشام بود
خیلی خری ارشام
طلبکار رفتم جلوش
دست به سینه وایسادم
شیطون نگام میکرد
اوه اوه گند زدم
_تو چرا من و بقل کردی؟
چشاش که توش خنده موج میزد و لبایی که کش اومده بود یهو شد نعلبکی و غار حرا
همینطور با دهن باز بهم نگاه میکرد
احیانا چه گف....
اهااا
دستام و انداختم پایین
همینطور با سر پایین افتاده گفتم
_زیاد بحرش نرو
با این حرفم زد زیر خنده
بهش نگاه کردم
اخمی کردم
_رو اب بخندی خرِ بیشعور
ارشام میون خنده با حالت باحالی جوابمو داد
ارشام_اخه گل دختر من اگه تو نمیپریدی بغلم میومدم اغوش برات باز میکردم (دستاش و باز کرد )بدو بغل عامو
همینطوری مات نگاش میکردم
حالت متفکری به خودم گرفتم
_راست می....حالا چرا انقدر زر زر میکنی من از وز وز مگس بدم میاد
این و که گفتم معلوم بود نفهمیده معنی حرفم چیه اما یهو چنان چشم غره ای رفت اب دهنمو قورت دادم
_غلط کردم
مظلوم بهش نگاه کردم که لبخندی زد
ارشام چیزی زیر لب گفت که نفهمیدم اما جهت محکم کاری ....
_خودتی
ارشام_بله؟
چشاش دو دو میزد
_هیچی دیگه میگم زیر لب فحش دادی خودتی
با این حرفم دیگه خدایی چشاش و باس میگرفتم
ارشام_دنیا خوبی؟
_زیاد بهش فکر نکن
رلکس رلکس رلکستر ...اااا.باریک گل پسر همینطور خوبه
بعدم رفتم سمت ماشینا و ارشام خر را با دنیایی از فکر و خیال از خل بازیای خود تنها نمودم
کتابی شدا
حالا خلاصه هیچی دیگه سوار ماشین شدم
بعد از چند دقیقه اونام اومدن
رفتم توی گوشیم
سری به تل زدم
ماشالله اوهههه چقدر پیام
۱۲۳۰۰
همشم از چتای تلگرام بود
از تو همشون لفت دادم
یه خر هم خصوصی باز شده بود
حالا وقت کرم ریزیس
یکی به اسم پسر شیطونه توجهم و جلب کرد
جلف بدبخت
بقیرو اسپم زدم
البته ناگفته نماند که این جلف اقا رم اسپم زدم
بعد رفتم ازادش کردم
_حالا ریپورتی نمیتونی بری پی دخیا؟حالا بیا👍
این ایموجی لایکم من و کشته کرداهه
با دیدن جوابش نزدیک بود اشکم در بیاد
+دوروز دیگه ازاد میشم میرم پی دخیا ک*و*ن تو هم میسوزه ...حالا بیا👍
_صدا وز وز خر میاد😑
+خرای خونه ی شما وز وز میکنن؟😏
_نه عزیزم ما تو خونمون تو رو نداریم☺
+تعارف نکن میخوای بیام🤔
_خدایی خودت خودت و خر کردی حال کردم😂
+زیاد بحرش نرو😃
_اصل برقصون بدو
+ارتان ۲۱ و شما؟
_تو که هنوز جوجه ای😃 فرشته هستم در سن محدود از بهشت 😶
+وایسا اومدم 🙋
_خدا شاهده اصن ترکم بر نداشت😊
+ببین شمارمو میدم تماس بگیر
_باش
+...
+حالا دور از شوخی اصل بده
_دنیا ۱۴
+تو که جوجه تری؟😑
_د ن د به عقله
+که اونم کم داری😃
_باز خوبه من کم دارم تو که کلا نداری😐
با صدای ارشین به خودم اومدم
ارشین_دمت گرم همینطوری پیش برو
بهش نگاه کردم دیدم کلش همینطور تو گوشی ارشامه
فضول کی بوده این؟
شوتم کردن در خونمو خیلی قشنگ گقتن شرت کم
انقدر اینا به من لطف دارن من تو کل عمرم جمعشم کنی انقدر لطف نصیبم نمیشه خداشاهده
رفتم توی اتاق
صدای اریا اومد
اریا_دنیاااااااا
_بنالللل
اریا_قربونت برم فداتم پاشو برو سر کوچه کاکائو تخته ای بگیر
چشام گرد شد
بچه پرو
رفتم پایین
رفتم تو اشپزخونه اخه صدا از اونجا میومد
با دیدن ارین و اریا زدم زیر خنده
ارین با حرص نگام کرد
ارین_گمشو برو تا نکشتمت
_کیکتون و بپزین حرف نزنین
با این حرفم دندون قروچه ای کردن که خندم شدت گرفت
پیشبندی به خودشون بسته بودن و تخم مرغ و شیره مخلوط شده همینطور روی لباسشون نمایان بود
با خنده رفتم و دستم و خیلی راحت توی جیب ارین فرو کردم و کیف پولشو کشیدم بیرون
درش و باز کردم
یه دهی برداشتم
_این با شکلات تخته ای
یه دهی دیگه برداشتم
_اینم برای اینکه دارم میرم این همه راه خرید
یه پنجاهی دیگه برداشتم و گفتم
_اینم برای اینکه من دارم میرم اونجا نگید دوبار گفتی که مجبور میشید خودتون برید بخرید تازه اخرشم که مال من میشه
لبخند دندون نمایی زدم و پریدم بیرون
به داد اریا خندیدم
ارین_دنیای بیشعور خرِ آویزون میکشمتتتتتتت
جانم؟
خرِ آویزون
چه برادری دارم من
_بیشی ماشال(کاشونی=همون کم حرف بزن یا خفه شوی خودمون😃 )
رفتم لباسام و پوشیدم و رفتم بیرون
تا سر کوچه رفتم
گوشیم و در اوردم زنگی به شماره ی ارتِ زدم
بعد از سه بوق برداشت
صداش فوق العاده اشنا بود
ارتان_بله؟
صداش شبیه....
.....
نظر بدین❤
پارت بیست و هشتم:
اون ارشام بود
خیلی خری ارشام
طلبکار رفتم جلوش
دست به سینه وایسادم
شیطون نگام میکرد
اوه اوه گند زدم
_تو چرا من و بقل کردی؟
چشاش که توش خنده موج میزد و لبایی که کش اومده بود یهو شد نعلبکی و غار حرا
همینطور با دهن باز بهم نگاه میکرد
احیانا چه گف....
اهااا
دستام و انداختم پایین
همینطور با سر پایین افتاده گفتم
_زیاد بحرش نرو
با این حرفم زد زیر خنده
بهش نگاه کردم
اخمی کردم
_رو اب بخندی خرِ بیشعور
ارشام میون خنده با حالت باحالی جوابمو داد
ارشام_اخه گل دختر من اگه تو نمیپریدی بغلم میومدم اغوش برات باز میکردم (دستاش و باز کرد )بدو بغل عامو
همینطوری مات نگاش میکردم
حالت متفکری به خودم گرفتم
_راست می....حالا چرا انقدر زر زر میکنی من از وز وز مگس بدم میاد
این و که گفتم معلوم بود نفهمیده معنی حرفم چیه اما یهو چنان چشم غره ای رفت اب دهنمو قورت دادم
_غلط کردم
مظلوم بهش نگاه کردم که لبخندی زد
ارشام چیزی زیر لب گفت که نفهمیدم اما جهت محکم کاری ....
_خودتی
ارشام_بله؟
چشاش دو دو میزد
_هیچی دیگه میگم زیر لب فحش دادی خودتی
با این حرفم دیگه خدایی چشاش و باس میگرفتم
ارشام_دنیا خوبی؟
_زیاد بهش فکر نکن
رلکس رلکس رلکستر ...اااا.باریک گل پسر همینطور خوبه
بعدم رفتم سمت ماشینا و ارشام خر را با دنیایی از فکر و خیال از خل بازیای خود تنها نمودم
کتابی شدا
حالا خلاصه هیچی دیگه سوار ماشین شدم
بعد از چند دقیقه اونام اومدن
رفتم توی گوشیم
سری به تل زدم
ماشالله اوهههه چقدر پیام
۱۲۳۰۰
همشم از چتای تلگرام بود
از تو همشون لفت دادم
یه خر هم خصوصی باز شده بود
حالا وقت کرم ریزیس
یکی به اسم پسر شیطونه توجهم و جلب کرد
جلف بدبخت
بقیرو اسپم زدم
البته ناگفته نماند که این جلف اقا رم اسپم زدم
بعد رفتم ازادش کردم
_حالا ریپورتی نمیتونی بری پی دخیا؟حالا بیا👍
این ایموجی لایکم من و کشته کرداهه
با دیدن جوابش نزدیک بود اشکم در بیاد
+دوروز دیگه ازاد میشم میرم پی دخیا ک*و*ن تو هم میسوزه ...حالا بیا👍
_صدا وز وز خر میاد😑
+خرای خونه ی شما وز وز میکنن؟😏
_نه عزیزم ما تو خونمون تو رو نداریم☺
+تعارف نکن میخوای بیام🤔
_خدایی خودت خودت و خر کردی حال کردم😂
+زیاد بحرش نرو😃
_اصل برقصون بدو
+ارتان ۲۱ و شما؟
_تو که هنوز جوجه ای😃 فرشته هستم در سن محدود از بهشت 😶
+وایسا اومدم 🙋
_خدا شاهده اصن ترکم بر نداشت😊
+ببین شمارمو میدم تماس بگیر
_باش
+...
+حالا دور از شوخی اصل بده
_دنیا ۱۴
+تو که جوجه تری؟😑
_د ن د به عقله
+که اونم کم داری😃
_باز خوبه من کم دارم تو که کلا نداری😐
با صدای ارشین به خودم اومدم
ارشین_دمت گرم همینطوری پیش برو
بهش نگاه کردم دیدم کلش همینطور تو گوشی ارشامه
فضول کی بوده این؟
شوتم کردن در خونمو خیلی قشنگ گقتن شرت کم
انقدر اینا به من لطف دارن من تو کل عمرم جمعشم کنی انقدر لطف نصیبم نمیشه خداشاهده
رفتم توی اتاق
صدای اریا اومد
اریا_دنیاااااااا
_بنالللل
اریا_قربونت برم فداتم پاشو برو سر کوچه کاکائو تخته ای بگیر
چشام گرد شد
بچه پرو
رفتم پایین
رفتم تو اشپزخونه اخه صدا از اونجا میومد
با دیدن ارین و اریا زدم زیر خنده
ارین با حرص نگام کرد
ارین_گمشو برو تا نکشتمت
_کیکتون و بپزین حرف نزنین
با این حرفم دندون قروچه ای کردن که خندم شدت گرفت
پیشبندی به خودشون بسته بودن و تخم مرغ و شیره مخلوط شده همینطور روی لباسشون نمایان بود
با خنده رفتم و دستم و خیلی راحت توی جیب ارین فرو کردم و کیف پولشو کشیدم بیرون
درش و باز کردم
یه دهی برداشتم
_این با شکلات تخته ای
یه دهی دیگه برداشتم
_اینم برای اینکه دارم میرم این همه راه خرید
یه پنجاهی دیگه برداشتم و گفتم
_اینم برای اینکه من دارم میرم اونجا نگید دوبار گفتی که مجبور میشید خودتون برید بخرید تازه اخرشم که مال من میشه
لبخند دندون نمایی زدم و پریدم بیرون
به داد اریا خندیدم
ارین_دنیای بیشعور خرِ آویزون میکشمتتتتتتت
جانم؟
خرِ آویزون
چه برادری دارم من
_بیشی ماشال(کاشونی=همون کم حرف بزن یا خفه شوی خودمون😃 )
رفتم لباسام و پوشیدم و رفتم بیرون
تا سر کوچه رفتم
گوشیم و در اوردم زنگی به شماره ی ارتِ زدم
بعد از سه بوق برداشت
صداش فوق العاده اشنا بود
ارتان_بله؟
صداش شبیه....
.....
نظر بدین❤
- ۶.۹k
- ۰۲ اسفند ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط