{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت8

قسمت8
By your side

رسیدیم خونه.
+چانی میشه ی لحظه وقتتو بگیرم؟
_اوهوم
+دو روز دیگه میشه بریم اینسا دونگ؟(محل نمایش سنت بومی کره)خودمون تنها،فقط منوتو
کمی فکر کرد و گفت:
_اوهوم،اره میام
باحالت لبخند گفتم:ممنون
بعد خداحافظی کردیم و رفتیم تو.
+رز،چی بهش گفتی؟
خندیدمو گفتم:
_چقدر فضولیاااا،بهش گفتم دو روز دیگه باهم بریم مراسم اینسا دونگ،خودمون دوتا
+اووووهههه
_کوفت،بگیر بخواب فردا دانشگاه داریم
+باشه بابا باشهه

صبح شد و رفتیم دانشگاه.
_زنگ اول چی داریم؟
+زبان انگلیسی
_اهاا،خوبه
هنوز زنگ نخورده بود که تو کافه دانشگاه نشسته بودیم که یهو اهنگ اکسو پلی شد
منو شقایق هر دو باهم:اووووهههه اکسوووو
یه دختر که کنارمون نشسته بود گفت:
+شما اکسوالید؟
_اوهوممم،توهم؟
+ارههه
_واااییی خوشبختمم
+همچنیینن
_این زنگ چی دارین؟
+زبان انگلیسی
_اوه منمم،پس تو یه کلاس هستیم
+اوهوم
_اسمت چیه؟
+کیم هه یون،شما؟
_من رزم
+منم شقایقم
_بیاین دوست باشیم
+اره دوست باشیم
زنگ خورد ما رفتیم سر کلاس؛تو کلاس من خیلی خوابم میومد چون دیشبو نتونستم بخوابم؛کلاس اولمون که تموم شد
_شقایق بریم خونه من خیلی خوابم میاد
+میخوای کاری کنم خواب از سرت بپره؟
_چی؟
+بریم مغازه smtwon؟
من یهو خواب از سرم پرید:
_اره اره بریییممم
شقایق خندید و گفت:
+الان پرید؟
_ههه اوهوم
رفتیم مغازه smtwon و انقدر وسایل کی پاپ داشتن که نمیدونستیم چی بخریم.ی سویشرت از اکسو خریدیم که مال من پشتش چانیول بود و مال شقایق بکهیون
تو مغازه بودیم که یهو سهون و کای اومدن
+اووههه سلاااممم خوبین؟
_سلاااممم خوبیم شما خوبین؟
+ماهم خوبیم،اینجا چیکار میکنید؟
_از دانشگاه اومدیم اینجا
+اهاا،شما اینجا چیکار میکنید؟
_اومدیم ی گشتی بزنیم
+اگه کسی ببینتتون چی؟
_نمیبینن مشکلی نیست
+اوه؛خب دیگه ما بریم فعلااا بایی
_بایی
از مغازه اومدیم بیرون و به سمت خونه حرکت کردیم
+واایی شقایق تروخدا ی تاکسی بگیریم حال ندارم پیادهه،دورههه
_باششهه بابااا
ی تاکسی گرفتیم و مارو رسوند خونمون؛من به محض اینکه وارد خونه شدم خودمو انداختم رو تخت و خوابیدم
_ینی من تنهایی باید غذا بپزم؟
+اوهومم،خوابم میاد تروخدااا بزار بخوابممم
_ایییششش باشه
#exo
#fake
دیدگاه ها (۴)

قسمت 9By your sideدو روز بعد+الو_الو سلام+سلام،میخواستم بگم ...

قسمت 10By your side_شقایق تولد سهون فرداشبه،سوپرایزیه دعوتیم...

قسمت 7By your sideتو ایستگاه اتوبوس وایساده بودیم و منتظر ات...

قسمت6By your sideصبح از شدت درد دستم از خواب بلند شدم و ی نگ...

+وات آنجل (علامت آنجل با&)&وای نمیدونی دلم واست چقدر تنگ شد...

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

" مکالمه "لیا : الو کوک : سلام خوبی ؟لیا : آره مرسی تو خوبی ...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

وقتی استادت بودP:2ویو ا.ت:+نیس..._اهمممبرگشتم دیدم کوکه و با...

پارت 2 رمان✨ عشق مدرسه ای✨که یهو زنگ تفریح خورد که داشتم میر...

فیک تهیونگ

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p15 کوک: باشهته د...

پارت ۱۱ویوی تهیونگ از خواب بیدار شدم و رفتم دستشویی و دست و ...

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط