{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رمان #دنیای_من

#رمان #دنیای_من
پارت سی و هشتم:
قلب سیاه_سلام
_سلام
قلب سیاه_چطوزی دنیا جونم؟فک نمیکردم دفعه اول تو گروه باهم اس بدیم
چشام گرد شد
این دیگع کیع
_شما؟
قلب سیاه_خره ارشینم
یعنی چشام گرد تر نمیشد
_نـــــــــع
قلب سیاه_ارع
فوری رفتم پیویش کع بع جای نام کاربریش شمارش برام اومد و شکم بر طرف شد




با ارشین از مدرسع زدیم بیرون
یهو خر شدم و برگشتم داد زدم
_الهی اتیش گیرع بریزع رو سر تک تک معلما
بعدم دست ارشین و کشیدم و شروع کردیم دویدن
دور کع شدیم روی زانوهامون خم شدیم و شروع کردیم خندیدن
که با صدای جون کشیده ی محیا صاف شدم
نگاهی بع روبروم کردم
سوتی کشیدم
_جووووون
پسره کع در حال صحبت با رفیقش بود با چشای گرد بهم نگاه کرد
رفیقشم دست کمی از خودش نداشت
هردوشون یع جیگری بودن
پسره یع تای ابروش و بالا انداخت
بیتوجه بع ارنج ارشین کع هی توی پهلو بندع فرود میومد گفتم
_بخورمت
پسره _دقیقا کجا؟
نفهمیدم منظورش چیه ولی...
ای خاک تو سر منحرفت
_اوی اوی اوی من بع دخترم این بخورمتا میگم
پسرع_یعنی اونارم میخوری؟
بعدم شیطون بهم خیره شد
یعنی با خاک یکسانم کرد
نگاهی به رفیق کردم
سرش بع سمت اسمون بودو سوت میکشید
معلوم بود خندش گرفته
دست محیا رو کشیدم و رفتیم

روی تخت ولو بودم یهو خس رقص گرفتم
نیم تنه سفید رنگی پوشیدم و شبوارک سفید رنگی پوشیدم
رفتم پایین
زدم pmc یع اهنگ خوشگل خارجی بود
داشتم میرقصیدم تو حالو هوای خودم بودم
البتع رقص کع هیچ
داشتم جفتک میپروندم
مثل این خرا کع میخان بکشنشون مثلا میخاسم خارجی برقصم فقط یع عر عر کم داشت تا منا با ان حیوان و نجیبو مظلوم اشتباه بگیرن
اهنگ که تموم شد گلوله ای از خندع رف هوا
برگشتم مامان و بابا و ارینو اریا وایسادع بودن
ارین_خواهر یادت باشع تابستون بری کلاس رقص
بعدم شروع کرد جفتک پرت کردن
داشت ادای منو در میاورد؟
رفتم یکی نثار پشت کلش کردم
-ادا ننتو درار
یهو فهمیدم چی گفتم
برگشتم کع....
یا قرعان
مامان با یع چاقو وایسادع بود پشتم
-گوه خوردم ننع غلط کردم بخدا دیگه زیاد دست یع اریا نمیذارم
ارین-یع سوال پیش میاد
مثل خبرنگارا برگشتم سمتش
-جانم بفرمایید؟
ارین_الان اریا زو به گوه شباهت نمودی؟
نیشمو باز کردم و سرمو بع نشونع ارع تکون دادم
اریا رفت بیاد سمتم اما پی ام سی اهنگ جدیدگذاشت و باحرکت بابا محو اون شدیم و بیخیال من
یعنی از حق نگذریم چ ناز میرقصید
مامان و حولش دادم کع صاف رفت توی بغل بابا
شروع کردن تانگو رقصیدن
یعنی رو که نی سنگ پا قزوینع
دوتا کره و یع دست گل پس انداختن بچه کوچیکشون ۱۶ سالشع نوشون دارع میاد حالا سر پیری و معرکع گیری رقص تانگو میرن
چقدر چیزیوشن گفتما
خو برقصن به توچع
اخرای اهنگ بود کع یهو...
قبل از اینکع دیر بشع پریدم رو کول ارین و اریا چشاشون و گرفتم که مجبور شدن بچرخن

مامان-شب خوش عزیزم
چراغ و خاموش کردو رفت بیرون و درو بست
سریع از زیر پتو گوشیمو در اوردمو وارد تل شدم پیوی ای اومدع بود بع اسم
ℳЯ_.....
بقیشو بیخیال شدم
بیخیالش رفتم سراغ پیوی ارشین
کع با اسی کع خوندم چشام گرد شد
فوری رفتم و ادامه ی اسمو خوندم
خوشحال وارد پیویش شدم
.......
نظر بدین❤
دیدگاه ها (۱۲)

#رمان #دنیای_منپارت سیو نهم:ارشین_ببین یکی میاد پیویت بع اسم...

#رمان #دنیای_منپارت چهلم:جوراباش سرخابی رنگ بود ک توجه هر کس...

#رمان #دنیای_منپارت سیو هفتم:با تعجب به صحنع ی روبرو نگاه می...

#رمان #دنیای_منپارت سیو ششم:محنا:ن والا بیا بگو مزاحمی ....ب...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

فیک شوگا پارت نهم مافیای بیرحم دختر لجباز

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

پارت ۱ فیک:کابوسِ مدرسه

forced by your side به اجبار کنار تو part:12+چشم اجومارفتم ا...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

رمان عشق ممنوع

.......//برده ی زیبا//.......

سناریو:مرگ پنهان/پارت¹¹**ایزوکو**کلامی با خوانندگان: عه...بر...

رقص مرگ و عشقp²"ویو ۲ هفته بعد"دو هفته از اون اتفاق میگذره و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط