{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بزن گیتار که غم دارم

بزن گیتار که غم دارم

تب دستاشو کم دارم

بخون این قصه ی تلخی...که واسه هر شبم دارم

بزن گیتار به یاد اون...که دنیامو پر از غم کرد

به یاد اون که خود خواهیش منو با غصه هم دم کرد

بزن گیتار به یاد اون که چشمم از غمش خیسه

که دستام از نگاش هر بار یه درد تازه مینویسه

بزن گیتار که غمگینم

یه دم آروم نمیگیرم
دیدگاه ها (۱)

دنیــا مشتــش را بــاز کرد.شهـــدا " گل " بودند و ما " پـوچ ...

♣ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺩﺭﺳﺖ ﻫﻤﯿﻨﺠﺎﺳﺖ#ﻣﯿﺎﻥ ﮐﺎﻏﺬﯼ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻟﺐ ﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﻡ,,ﺑﺎ...

همه ما با بلیط برگشت به این دنیا امده ایم ، تاریخ برگشت بر ر...

اینقدر ورق های زندگی ام را به هم نریز...." حکم "   همان  " د...

پارت ۴۵

پارت ۳۴: تله‌ی نامرئیوقتی رسیدیم به اون پاساژِ لوکس و بزرگِ ...

پارت ۵۶

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 190♡⁠。⁠)⁩فقط هم...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 130・⁠]⁠ᕗلباس رو روی تخت گذاش...

ابلیس

چند پارتی

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط