{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با عجله رفتم تو خونه ...

با عجله رفتم تو خونه ...
نسرین روی مبل توی پذیرایی نشسته بود ...
هراسون ازش پرسیدم:
«نسرین تو باز توی بالکن موهاتو شونه کردی؟
باز زلف دادی به باد؟»
گفت: «اره، چطور مگه؟»
دستمو گذاشتم روی پیشونیمو و گفتم:
«صدبار بت نگفتم نکن؟
بفرما، عطر موهات کل شهرو برداشته ...
خیابونا پر شده از عطر گلای نسترن ...
ردمونو زدن ...
پاشو، پاشو جمع کن باید یه چند وقت ازین جا بریم
تا آبا از آسیاب بیفته ...
همین روزاس بریزن در خونه بهر تماشا و تنفس»

نسرین با تعجب پرسید:
«کی لومون داده مگه؟»
گفتم: «نمیدونم. امروز تو روزنامه خوندم ...
یکی نوشته بود :
«مرا تُرکی ست مشکین موی و نسرین بوی و سیمین بر ..
سُها لب، مشتری غبغب، هلال ابروی و مَه پیکر»
چه دقیق هم هست اطلاعاتش ...
حتما یکی راپورتمونو داده ...
البته شما هم که هرچی بهت میگم
موهاتو تو بالکن شونه نکن رعایت نمیکنی،
تقصیر شمام هست».
#محمدرضا_جعفری
دیدگاه ها (۱)

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

سلام بچه ها اینشون یه نویسنده بینظیر هستند تازه فقط یه پارت ...

تک پارتی

رمان:رویای او به‌نام خدا وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای من...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸³شاید قضیه مرگ و زندگی بود که به...

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣2۸🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)گفتم: + باشه.بعد از کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط