{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه دیوار سنگی بودم

یه دیوار سنگی بودم
توی آغوش خیابون
با یه احساس پر از خط
با یه جسم سرد و داغون

یه نگاه پر از ترک بود
تو دوتا چشمای سنگیم
تب یادگاری ها تون
شده بود اوج قشنگیم

همیشه لگد می خوردم
واسه سختی های مردم
همیشه نگاه خستم
میگرفت به پای مردم

یه دیوار سنگی بودم
که غرورش سر جاشه
بغض اعلامیه هاتون
همیشه توی صداشه

یه دیوار سنگی بودم
که تماشاگرتون شد
مثه کوهم مثه کاهم
کودومش باورتون شد؟

همیشه یه تکیه گاهم
با مسافرا رفیقم
مثل پاییز میمونم
که با شاعرا رفیقم

یه دیوار سخت و سنگی
وسط حجم شلوغی
وسط بغض های تلخ
کلی خنده ی دروغی

دل سنگیمو شکسته
شب بارونی چشمات
مثه شاعرا قشنگه
حس واژه ها تو حرفات

روی شونه هام نشسته
یک کبوتر قشنگه
دل سنگیم تو خیابون
واسه لبخند تو تنگه

ولی تقدیر من اینه
یه دیوار همیشه تنهاست
یه دیوار همیشه پشت
این دیوار ارزو هاست

غلامرضا فرزانیان
ابان 93
دیدگاه ها (۲)

شبتون بخیر دوستانمن دیگه برم لالابای بای همگی تا بعد:-*o_O

.

سنگینی بغض پرستو ها دم رفتندلتنگی تلخ تمام این خیابان هاگاهی...

خاص فقط خداست...

عاشقانه های شبنم

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

پارت: 28 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آدم‌ها همیشه یه الگوی رفت...

زیبای کوچک فریبکار

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط