{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر بغضش میترکہ میزنه زیره گریہ..

پسر بغضش میترکہ میزنه زیره گریہ..

دختره میگہ چرا گریہ میکنے زندگیم
-پسر با هق هق میگہ:کاش کور بودم دیروز با اون پسره نمیدیدمتـــــ...
دختر:پسرخالم بود
پسر:پس چرا دستشو گرفتہ بودے
دختر:چون مثل داداشمہ
پسر:پس چرا رفتے خونشون
دختر:خب رفتم خونه ے خالم دیگه عشقم اینطورے نکن توروخدا...
-پسره میگہ:تا حالا نمیدونستم داداشم پسر خاله ے تو میشہ ..
دیدگاه ها (۹)

لََََبْْْهّّّایِِِِ وََََحْْْشّّّّیْْْْ هَََََرْْْْ هََََرّّ...

مردی به ریش وسبیل و صدای کلفت و شک کردن بناموسش نی ،مردی به ...

یه روزی میشه زنگ میزنن بهت ...داد میزنی میگی : خفه شین ... د...

ﺁﺭﻩ !..........................................................

لیدی ها بزارید یه سمی براتون تعریف کنم

اسیر مافیا پارت ⁷دیگه کنترلش از دست داد و تا خواستم سیلی برن...

مال من باش Part:20ـ خانم جئون سریع بیا دفترم...ـ چشم ارباب.....

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟑جونگکوک:اره دیگه عشق بچگیش همون دختره ...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت شانزدهم: نقاب‌های شکسته و فرار از عم...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟑𝟗تهیونگ:هعی پسر چیشده چرا گریه میکنی. ج...

عشق و نفرتp¹²تهیونگ :هوف از دست تو سوها:خیلی ناراحتی گود بای...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟖مری:دیگه جایی نری که یک روز هم نبینمت ...

رمان: قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط