{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از فانتزیام اینه که:

یکی از فانتزیام اینه که:

خونه ی یکی از فامیلا که بچه کوچیکه دارن

یه تراول پنجاهی دربیارم

بد

بچه کوچیکشون که اومد بگیره دوباره بزارم تو جیبم

.

.

.

.

.

.

.

.

فکر میکنم پدرشون جنازمو ببره سمت افق
دیدگاه ها (۳)

اخبار فرهنگی و هنری - رامین 30 میلیاردتومان مهریه مهناز افشا...

اخبار فرهنگی - چرا صداوسیما راستش را نمی‌گوید؟ طبق تصاویر من...

ا عتراف می کنم کوچیک که بودم تو سالن خونمون وقتی کسی نبود عی...

یه بار از محل کارم اومدم بیرون داشتم با رفیقم اس ام اس بازی ...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

وقتی بچه دارین ولی . ....هوفی کشیدم، جیغ دوباره ی سول بلند ...

My little killer Part 3:Flash back to 10 years agoY/n:داشتم ...

سلام بچه ها خوبین امیدوارم که هیچ وقت طعم مریضی رو نچشید بچه...

فیک تهیونگ

part:2۳خونه ی جیمین اسلاید دومویو جیمین:صدای (دینگ) از گوشیم...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

بعد از امتحان هند اسامی رو گفت که کی یا نفر اول هستند کلویی:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط