#فراموشم_کن:)
#فراموشم_کن:)
سه ماه بعد :
(دینگ دینگ)
+اَهــــــــــــــ چرا این ساعت لعنتی خفه نمیشه؟ من هنوز خوابم میاد.
دستمو دراز کردم تا ساکتش کنم ولی خاموش نشد .
غلتی زدم که بووووووم.
از تخت پرت شدم پایین .
+آخ کمرم . وای سرم . اَیــــــــــــ موهام چرا رفته تو حلقم . اووووق🤧
بلند شدم که دیدم ساعته خاموش شده .
غضبناک به اون ساعت خیره شدم و زیر لب یکی دو تا فحش نثارش کردم . ( والا انگار تقصیر این بود از تخت افتادما😐)
+ ساعتِ بی مصرفِ چلغوزِ ایکبیری . دو ساعت نمیذاره بکپما. ایشششش کله صبحی روانمو مغشوش کرد . نگاه کن آخه هنوز ساعت ۷ــــه -_-
دوباره دراز کشیدم که یه چیزی یادم اومد .
+ چــــــــــــی ؟؟ ۷ـــــــــــه؟؟ وای خاک بر سرم . بدبخت شدم
از جام پریدم و بدو بدو رفتم سمت دستشویی .
+وااای اگه دیر برسم چی ؟ همه زحمتام به باد میره که .
بعد از انجام عملیات مورد نظر و مسواک زدن ، موهامو شونه کردم و یونیفرم جدیدمو پوشیدم .
چقدر برای پوشیدنش تلاش کردم .
دو ماه بود که پیگیر کارم بودم و بالاخره بعد دو ماه امروز استخدام شدم . باورم نمیشه الان کار خودمو دارم .
از تو آینه نگاهی به سر تا پام انداختم . همه چیز خوبه .
کیف و موبایلمو برداشتم و از خونه زدم بیرون .
بعد ده دقیقه رسیدم دم در شرکت . نگاهی به کارت تو دستم انداختم :
+ این همونه؟ ینی درست اومدم؟
وااااوووو خدا عجب چیزیه . چند نفر تو این شرکت به این گُندِگی کار می کنن؟
دوباره از تو در شیشه ای نگاهی به خودم انداختم . دستی به موهام کشیدم و یقمو صاف کردم .
رفتم داخل . قشنگ فکم سه متر کش اومد
عمارتی بود واسه خودش . نگاهی به دور و برم کردم . خیلی شلوغ بود .
عین لونه مورچه هِی یکی می رفت و میومد .
شت . چقد اینجا دَر داره
حالا کدوم مال رییسه؟
شروع کردم قدم زنی تو راهروها و یکی یکی اُتاقا رو بررسی می کردم .
+ ای وای اینجوری که تا صبحم نمیتونم پیداش کنم .
گیج واسه خودم می چرخیدم که یه نفر منو صدا کرد :
_ خانم آ/ت؟ خودتونین؟
سه ماه بعد :
(دینگ دینگ)
+اَهــــــــــــــ چرا این ساعت لعنتی خفه نمیشه؟ من هنوز خوابم میاد.
دستمو دراز کردم تا ساکتش کنم ولی خاموش نشد .
غلتی زدم که بووووووم.
از تخت پرت شدم پایین .
+آخ کمرم . وای سرم . اَیــــــــــــ موهام چرا رفته تو حلقم . اووووق🤧
بلند شدم که دیدم ساعته خاموش شده .
غضبناک به اون ساعت خیره شدم و زیر لب یکی دو تا فحش نثارش کردم . ( والا انگار تقصیر این بود از تخت افتادما😐)
+ ساعتِ بی مصرفِ چلغوزِ ایکبیری . دو ساعت نمیذاره بکپما. ایشششش کله صبحی روانمو مغشوش کرد . نگاه کن آخه هنوز ساعت ۷ــــه -_-
دوباره دراز کشیدم که یه چیزی یادم اومد .
+ چــــــــــــی ؟؟ ۷ـــــــــــه؟؟ وای خاک بر سرم . بدبخت شدم
از جام پریدم و بدو بدو رفتم سمت دستشویی .
+وااای اگه دیر برسم چی ؟ همه زحمتام به باد میره که .
بعد از انجام عملیات مورد نظر و مسواک زدن ، موهامو شونه کردم و یونیفرم جدیدمو پوشیدم .
چقدر برای پوشیدنش تلاش کردم .
دو ماه بود که پیگیر کارم بودم و بالاخره بعد دو ماه امروز استخدام شدم . باورم نمیشه الان کار خودمو دارم .
از تو آینه نگاهی به سر تا پام انداختم . همه چیز خوبه .
کیف و موبایلمو برداشتم و از خونه زدم بیرون .
بعد ده دقیقه رسیدم دم در شرکت . نگاهی به کارت تو دستم انداختم :
+ این همونه؟ ینی درست اومدم؟
وااااوووو خدا عجب چیزیه . چند نفر تو این شرکت به این گُندِگی کار می کنن؟
دوباره از تو در شیشه ای نگاهی به خودم انداختم . دستی به موهام کشیدم و یقمو صاف کردم .
رفتم داخل . قشنگ فکم سه متر کش اومد
عمارتی بود واسه خودش . نگاهی به دور و برم کردم . خیلی شلوغ بود .
عین لونه مورچه هِی یکی می رفت و میومد .
شت . چقد اینجا دَر داره
حالا کدوم مال رییسه؟
شروع کردم قدم زنی تو راهروها و یکی یکی اُتاقا رو بررسی می کردم .
+ ای وای اینجوری که تا صبحم نمیتونم پیداش کنم .
گیج واسه خودم می چرخیدم که یه نفر منو صدا کرد :
_ خانم آ/ت؟ خودتونین؟
- ۶.۴k
- ۲۵ مهر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط