نظر کاملا اجباریه
نظر کاملا اجباریه
پارت۲
*جونگ کوک*
نمی دونستم که چجور بهش بگم من جونگ کوکم فقط تنها چیزی که میشیندم ـ لطف کن زود تر بگو که تو کی هستی ـ چشم میگم من.........من ـ انقدر من من نکن زود بگو کی هستی؟ ـ من جونگ کوکم ـ چی؟جو......جو......جونگ کوک؟ ـ اره جونگ کوکم تعجب کردی؟ ـ ازم انتظار داری بعد ۳،۴ سال بهم زنگ بزنی تعجب نکنم؟ اصلا چی شد که بهم زنگ زدی تو که......)) نزاشتم بقیه حرفاشو بزنه که گفتم:ته یون من پشیمونم از کاری که باهات کردم منو ببخش ـ ببخشمت؟ اول بهم میگی ته یون از زندگیم برو بیرون دیگه دوستت ندارم بعد ، بعد۳سال بهم زنگ میزنی و میگی ببخشید؟ فکر نکن که به اسونی می بخشمت اصلا من از همون موقعی که گفتی از زندگیم برو بیرون ازت متنفر شدم بعدشم چی شد که با دوست دخترت به هم زدی توکه میگفتی خیلی دوسش داری نکنه اونم مثل من از کارات باخبرشدو ازت متنفرشد؟ ـ ته یون ـ ها چیه دیگه چی از جونم میخوای؟ ـ معذرت می خوام ـ فرض کن که بخشیدمت و قبول کردم دوباره باهات دوست شم ......... ـ خب اینجور که همه چی درست میشه ـ درست میشه یا دوباره بهم میگی از زندگیم برو بیرون من دوستت ندارم؟ ـ نه ته یون من خیلی پشیمونم از اینکه اینجور دلتو شکوندم ـ خب تو الان داری بعد ۳ سال ازم معذرت خواهی میکنی منم الان دارم میگم نمی بخشمت
*ته یون*
توی همون موقع نزاشتم حرفاشو بزنه که گوشیمو کاملا خاموش کردم خیلی اعصابم خورد شده بود اصلا تمرکز نداشتم. کاش توی همون موقعی که جیمین بهم گفته بود باهاش دوست نشو ادم خوبی نیست به حرفاش گوش میکردم ولی مگه من حرف گوش کنم؟ همینجور لجباز می مونم.........
پارت۲
*جونگ کوک*
نمی دونستم که چجور بهش بگم من جونگ کوکم فقط تنها چیزی که میشیندم ـ لطف کن زود تر بگو که تو کی هستی ـ چشم میگم من.........من ـ انقدر من من نکن زود بگو کی هستی؟ ـ من جونگ کوکم ـ چی؟جو......جو......جونگ کوک؟ ـ اره جونگ کوکم تعجب کردی؟ ـ ازم انتظار داری بعد ۳،۴ سال بهم زنگ بزنی تعجب نکنم؟ اصلا چی شد که بهم زنگ زدی تو که......)) نزاشتم بقیه حرفاشو بزنه که گفتم:ته یون من پشیمونم از کاری که باهات کردم منو ببخش ـ ببخشمت؟ اول بهم میگی ته یون از زندگیم برو بیرون دیگه دوستت ندارم بعد ، بعد۳سال بهم زنگ میزنی و میگی ببخشید؟ فکر نکن که به اسونی می بخشمت اصلا من از همون موقعی که گفتی از زندگیم برو بیرون ازت متنفر شدم بعدشم چی شد که با دوست دخترت به هم زدی توکه میگفتی خیلی دوسش داری نکنه اونم مثل من از کارات باخبرشدو ازت متنفرشد؟ ـ ته یون ـ ها چیه دیگه چی از جونم میخوای؟ ـ معذرت می خوام ـ فرض کن که بخشیدمت و قبول کردم دوباره باهات دوست شم ......... ـ خب اینجور که همه چی درست میشه ـ درست میشه یا دوباره بهم میگی از زندگیم برو بیرون من دوستت ندارم؟ ـ نه ته یون من خیلی پشیمونم از اینکه اینجور دلتو شکوندم ـ خب تو الان داری بعد ۳ سال ازم معذرت خواهی میکنی منم الان دارم میگم نمی بخشمت
*ته یون*
توی همون موقع نزاشتم حرفاشو بزنه که گوشیمو کاملا خاموش کردم خیلی اعصابم خورد شده بود اصلا تمرکز نداشتم. کاش توی همون موقعی که جیمین بهم گفته بود باهاش دوست نشو ادم خوبی نیست به حرفاش گوش میکردم ولی مگه من حرف گوش کنم؟ همینجور لجباز می مونم.........
- ۱۷.۲k
- ۰۸ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط