{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گذشتم از تو‌.......

گذشتم از تو‌.......
و تنها از من خاطره ای خواهد ماند

در ناخودآگاه سال های بی مهری ات
چمدان در دست دور می شوم از تو..
دور
دور
دور.......!!
به اینجای شعر رسیدید
آهسته قدم بردارید
شاعر ساعت ها پشت این واژه
گریسته است....!!

«سارا قبادی»
دیدگاه ها (۱۳)

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بــیــســتــم 𓆪 🖤🥀درِ اصلی با صدای بلندی باز ...

---در که بسته شد و صدای آخرین مهمان در راه‌پله محو شد، **جون...

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

«ساعت ۳:۱۷»درِ شماره ۷ کاملاً باز شد.ات خشکش زده بود.پشت در....

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁶﴿ویو ات﴾چند لحظه همان‌جا خشکم زده بود.ب...

عقد با رئیس مافیا 𝒫𝒶𝓇𝓉 16 ساعت نزدیک هشت شب بود.ات جلوی آینه...

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط