{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زیر نور ماه 🎑

زیر نور ماه 🎑
Part : 11
نویسنده ادامه ویو :
تهیونگ گلوله رو دراورد و گندم خون ها رو تمیز کرد و پارچه های سفید رو انداخت توی ماشین لباسشویی.
« پرش زمانی به اتمام عمل »
- : تهیونگ جونم خسته نباشی (🙄)
& : ممنونم بیبی گرل من (🤐)
- : ته میگم چرا جونگ کوک به هوش نمیاد مطمئنی که بهوش میاد ؟
& : اره فدات شم مطمئنم بهوش میاد تا اون موقع بیا بغل ددی.
کوک ویو :
با سردرد شدیدی بلند شدم دیدم دختر مورد علاقم توی بغل اون مردک دارن با هم گوشی نگاه میکنن .
هوی گفتم و هردو بلند شدن .
«‌ پایان ویو »
- : اه کوک جونم (منحرف نشوید) بلخره بهوش اومدی ؟
&‌ : دختر من چرا بهش گفتی جونم اصلا قهرم !
+ : خیر سرم تازه به هوش اومدمااااا
- : خرس عسلی من قهر کرده ؟
& : (سکوت)
- : باشه قهر کن من نازکش نیستم که اینم بدون 😛
- : جونگ کوک ؟
+ : بله « مهربون »
- : میگم حالت خوبه چیزی نمیخوای؟ « خمیازه کشید » ببخشید فکر کنم باید بگیرم بخوابم .
+ : نه ممنونم اره اره امشب خیلی خسته شدی منم باید برگردم خونه مامانم فکر کنم قراره جرم بده .
& : باشه برو ولی هر یک روز درمیون پانسمانت رو عوض کن سه شنبه هفته ی بعد هم برو بخیه هات رو بکش ‌.
خماری خوش بگذره دوستان .
شرطا : ۳۰ تا کامنت
دیدگاه ها (۷)

https://wisgoon.com/victaria_mj.2

دخترا فیک نویسه 🎀❄️ https://wisgoon.com/luana_a

#امگای‌شیرینم پارت ۷ [ اخر] دوسال بعد ویو کوک - امیلیا بشین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط