{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگفت؛

میگفت؛
قبل از اینکه خانوم بهداشت بیادو جلسه خانه بهداشت محل، شروع بشه،
هرکدوم از خانوم ها ازخانه داری ونحوه رفتار با شوهراشون رابرای دیگران تعریف میکردن.
تا اینکه شمسی خانوم گفت بابا این حرفا چیه میزنید ،دیگه دوره مردسالاری و این پاچه خواری های زنانه تموم شده.
نرگس خانوم گفت ؛
شمسی جون اگر شیرین خانوم بودواز شیرینکاریهاش تعریف میکرد،
شماچی میگفتی؟
نرگس خانوم که همیشه آماده غیبت کردن وپشت سر حرف زدن بود،
همینکه چشم شیرن خانوم را که دور دید چونه اش گرم شدوادامه دادو
گفت ؛شیرین خانوم هرروز بعد از نماز صبح مشغول تدارک ی صبحونه عالی برای آقا کمال (شوهرش)میشه وهرروز ی صبحونه دلچسب ولذیذ باب طبع ایشون درست میکنه،
ی روز املت گوجه وفلفل،
ی روز تخم مرغ و خرما،
ی روز آش شله قلمکار،
ی روز خامه عسل و روز دیگر عدسی داغ ،الا آخر.
از این مهمتر که مثل خدمه های دربار شاهان ،گوش به فرمان میمونه،
بقول خودش تا قبله عالم،کی از خواب ناز بیدار بشه ودوش بگیره وایشون هم موهاشون با سشوار خشک کنه وبعد وقتی قبله عالم در حال مطالعه روزنامه صبح هستن شیرین خانوم براشون لغمه میگیرند و دهانشون میزارن تازه شیرین خانوم خودش میگفت اگر میتونستم حتی براشون لغمه راهم میجویدم تا زیاد به زحمت نیفتن.
بحث که به ااینجا رسید شمسی خانوم گفت مگر میشه ،
اینقدر پاچه خواری؟
نرگس خانم در ادامه گفت این که چیزی نیست ایشون هرروزصبح لباس آقا راهم اتووبعد از اتو به تنشون می پوشاند وتا در ب ماشینشون کیفشون را میبرند و،ی بدرقه وخدا حافظی جانانه باهاشون میکنند وبقول خودشون همینطور که ماشین وآقا دور میشن ایشون(شیرین خانوم) انواع ورد ها را برای سلامتیشون میخونند وپشت سرشون فوت میکنند.
تازه این تنها پاچه خواری ایشون نیست قبل از برگشت آقا کمال با آب میوه تازه دم درب خونه می ایستن تا ایشون شرفیاب بشن وبعدازسلام وعرض ادب آبمیوه را تقدیمشون کنند تا گلویی تازه کنند.
وهمینجور که ایشون روی مبل راحتی لم دادن وآب میوه میل میفرمایند،شیرین خانوم جورابای آقا کمال رااز پاشون در میارند وپاهاشون را درلگن آب گرم گذاشته وبرای رفع خستگی ماساژ میدن..
چندروز پیش ها ،شهین خانوم همسایشون می گفت هروقت آقا کمال خونه هستن از صبح تا شب، اگر ایشون یکباربگه شیرین ،شیرین خانوم ده بار میگه جانم امری بود عزیزم،
چای نبات بیارم،
آبمیوه میل دارید،
نسکافتونو با شکلات بیارم آقا،
تازه چانه نرگس خانوم گرم صحبت بود که خانوم بهداشت وارد شدو بحث شیرین پاچه خواری شیرین ترین شیرین دنیا ناتمام ماند......
(ر__ش__ج__ر)
دیدگاه ها (۱)

از بچگی با حرف زدن مشکل داشتم،نه که لکنت زبان داشته باشم"نه"...

سالها قبل وقتی کلاس پنجم بودم ،دوستی داشتم به نام فرامرز گود...

دیدم بابا کبودتو فکره.پرسیدم چیه پکری؟.گفت دیروز عجله داشتم ...

پاییز با همه حرف های گفته ونگفته اش،باهمه راه های رفته ونرفت...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:8 تو یه چشم به هم زدن آخر هفته رسید.با مادرم به س...

🧁 پارت نوزدهم | اولین قرار عاشقانهصبح روز بعد...لیانا با لبخ...

سناریو ریندو پارت دومکامیل نشست در لگن آب گرم بی‌خبر از اینک...

پارت ۷۶

پارت شش

The Queen of My Heart ❤️👑(ملکه قلب من)پارت ۲۹دو روز بعد...وی...

🌸 مہریہ ی حُسینـےعروس و دوماد بودن، جا اینڪه عروسی بگیرن، او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط