{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت نه

پارت نه
رز :
نگاه می چا و مجیا کردن و شمشیرشونو اوردن بیرون منو می چا و مه جیا شمشیرمونو اوردیم بیرون و گفتم :
+کاری بکارتون ...
پونی _ یه تا انسان گرو گان داریم گرگینه ها جلو نیان ( با داد )
رفتن عقب :
_ عععفععقققققققبببببب تتتتتتررررر
+ این یه دستوره شمشیرتو بکش پایین 😡
_ از کجا بفهمم که شاهدختی
کلاه شنلمو زدم کنار و همه شون تعظیم کردن و گفتم :
+ انسان بیشتر از غروب نمیتونه تویه این دنیا باشه بفرستینشون تو دنیایه خودشون و حافظهشونو پاک کنین 👿 و همتون خودتونو معرفی کنین ! و همه چیو درمورد ام هون و سهون گفتم و پونی گفت :
_ برای شاهدخت خودتونو معرفی کنین 😈
می _ می سان هستم سیمرغ
جونی _ جون کا هستم مینو تور
می هی _ می هی هستم نیمه جن
هی _ هی جون هستم نیمه جن
دختره انسانه که گلوشو با ساعدش می هی گرفته بودو ول کرد و گفت :
_ برای خانوم خودتو معرفی کن ... زود باش
شانی _ خانوم من نمیدونم کجام ... من اخرین بار تو خونه یه جادو گر بودم به نام دراکولا که میخواست منو بخره ولی من فرار کردم و گیره اینا افتادم
+ تو توی دنیای عجایب و خلقهایی ... ینی خون آشاما . گرگینه ها . مینوتور . نیمه جن ها . سیمرغ ها
_ حالا چیکار کنم ؟
+خودتو معرفی کن !
_ شان سوک هستم خانوم خواهش میکنم منو برگردونین
نشستم روی زمین کنارش و گفتم :
+
دیدگاه ها (۷)

پارت هشت رزی : دراکولا _ اوه سهون + چی ؟ _ اوه سهون افتادم ا...

اشتباه ثبت نشده²

عشق بی نهایت جونگ کوک پارت۶

پارت هفترز: سوار شدم همشون میترسیدن ولی من ورد خوندم و خوب ش...

p 1 دانشگاه تسخیر شده

داستان من و هیونجین ♡(پارت۵)♡

تا بستنی توی دستش دیدمش بستنی هارو بهم داد و خداحافظی گرمی ک...

پارت ده سهون: رز امد داخل و گفت :_اوردمشون دراکولا +بیاین دا...

#Myangel#p1توی ماشین ها نشسته بودیم و به سمت خونه حرکت میکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط