{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من می‌دانم

من می‌دانم

که اندوه من برابر است

با اندوه سواری که

صدای سم اسبش را

با صدای آهسته خرد شدن برگ‌ها

اشتباه می‌کنند

با شب‌بویی که تاریکی‌ خود را

از دست می‌دهد

با نارنجی که تنها بر میز است...



| بیژن الهی |
دیدگاه ها (۱)

چه حاجت است به این شیوه دلبری از من؟تو را که از همه‌ی جنبه‌ه...

حالا که آمده‌ایاز گذشته نپرسدر روز آفتابیاز برف سنگین شب قبل...

پاییز بارش را زمین گذاشتو چمدانش را گشودالبته که می‌دانی سوغ...

You hear that?- Mehrdad Pirshahbaz - Scream It Out (Ft Mohsen Mirnia and Aura)

پارت ۸۸ | «ده ثانیه در تاریکی...»دو روز بعد...شرکت از صبح شل...

پارت ۱

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

### پارت ۷: شبِ ربایشنیمه‌شب بود. بارون بند نیامده بود و قطر...

پارت: 13 (بخش2) **زاویه دید: زین**«مشارکت؟» پدرم کارد و چنگا...

🖤 قفس سیاهپارت سی‌ویکم | کلیسای متروکهساعت دوازده شب، لانا و...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۸۹: یک روز عادی… شایدآشپزخانه قصر هنوز شلو...

when silence became a scram p31

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط