{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ١۵ گوگولی ترین

پارت ١۵ گوگولی ترین

خلاصه فیلم تموم شد
ات:یونگیییییی کوککککککککک
یونگی و کوک:بلهههههههههه
ات:بیا بریم پیکنیک لب ساحل بعد اونجا بریم تو اب دریا
ولی دوستامم بیان یعنی لیا و اعضا هم بیاین(لیا با کسی شیپ نمیشه)
کوک:باشه بپوشین بریم
رفتیم ساحل همه اومده بودن چادر زدیم بعدش رفتیم تو دریا انقدر اب بازی کردیم شنا هم کردیم خیلی خوش گذشت بعد رفتیم لباسامون رو عوض کردیم و رفتیم تو ی چادر پتو انداختیم رو خودمون و فیلم داشتیم میدیدیم خوابیدنی میدیدیم😭
خلاصه بازم فیلمه تموم شد راستش هنوز ظهر بود پس جین رفت برامون نودل درست کنههه
نودل رو خوردیم خیلیی خوشمزه بود
و دیدم یک قطره اشک از چش جین اومد
ات:جینن مثل اینکه برات تنده 🤣
جین:نه بابا
لیا:اتتتتتتتتت
:ات:بلهخهخههههههههههههههههههههههههه
لیا:هیچچی کرم داشتم
ات:پدصگ
لیا و ات و بقیه :خنده
خلاصه شب شود جمع کردیم رفتیم خونه چون خداروشکر سه تا حمام داشت هر سه تامون حموم کردیم لباس پوشیدیم اومدیم پایین
ات:برادر گلمممم
شوگا:الان شدم برادر گلت
ات:امم میشه غذا سفارش بدی
شوگا:باشه
کوک:افرین ات(اروم
شوگا:شنیدم
ات و کوک:خنده
خلاصه غذا رو خوردیم رفتیم خوابیدیم امروز به من که خیلی خوش گذشت
صبح شد
دیدگاه ها (۵)

عام ببخشید ااصکی رفتم چون نوشته بود میتونین اصکی کنین☺️💞🎤🎼 ا...

هرچی میخواین بپرسین ولی سوالای شخصی نپرسین جواب میدم هرچی گق...

مسبیییییییییییییییییییی

خب میخدام یک چیزی بگماز این به بعد منو ادمین یون جی صدا کنی...

فیک افسرده پارت پنج

برگشتم دیدم یکی از آدمای بابابزرگمه اومد سمتم و تعظیم کرد گ...

لیا : نه خبری از تالار لباس عروس دوماد یا دعوت نامه و اینا ن...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت ۴ زنگ خورد داشتم وسایل رو مرتب میکردم و داخل کیفم میزاش...

𝓹𝓪𝓻𝓽 ۴۱ ات دوباره رفت تو اتاق آماده شد اومد بیرون در اتاقشو ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁰ویو: جونگ کوکصبح با نور افتاب بی...

شب تولدم فصل 3پارت 3ات: چیکار میکنی تو گوشیت؟ جونگ کوک: هیچی...

کوک شوهر کینه ای Part83

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط