{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جديدترين داستان شنگول و منگول 2

جديدترين داستان شنگول و منگول 2
گرگ : در را باز كنيد ، مادرتون هستم .
شنگول : مادرمون كليد داره .
گرگ : گم كرده .
منگول : مادرمون تلفن همراه داره ، زنگ بزنه ، باز مي كنيم .
گرگ : شارژش تمام شده .
حبه ي انگور : اگر راست مي گي شماره ي همراهت چنده ؟؟؟؟
گرگ : چه قدر سين جيم مي كنيد ، مثل اين كه ديگه نمي شه بره هاي امروزي را گول زد ....
بايد فكر ديگه اي كرد ......!!!......و با ناراحتي پيش دوستش برگشت ......!!!!!
دیدگاه ها (۶)

(داستان عشقی غمکین).......بهمن پسر 26 ساله ای بود که با دختر...

کاش میشد...تمام داستان های دنیا رااز دهان تو بشنوم!تمام عاشق...

***داستان علی و مهناز***من روز اولی که علی رو دیدم در مدرسمو...

I fell for my doctor-part 4

🍷 شراب قرمزقسمت هشتم: در تاریکیچراغ‌ها ناگهان خاموش شدند.تما...

زیبای کوچک فریبکار

پارت ۱۴ روز بعد...از همان لحظه‌ای که آریانا وارد مدرسه شد، ذ...

چند پارتی:دوست پسر پرنده ای که دیر میاد خونه پارت ۱

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟒𝟏سه روز از اون ماجرا می گذشت و تو این س...

به نام خدا یه روزی از روز های شلوغ تهران،شنگول و منگول و حب...

گرگ‌ها وارد روستا شدند  و با خیانت سگ‌ها، اهل ده و حیوونای ا...

↙️ همه ما از بچگی داستان شنگول و منگول و حبه انگور رو شنیدیم...

. « بز زنگوله پا » قسمت دوم از آن طرف مامان بزی ، رفت و رفت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط