{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 32

پارت 32
کلافه دستی تو موهام کشیدم و با چند تا مشت درو باز کردم اما با صحنه ای که روبروم بود....باورم نمیشد سعیده م روی

زمین افتاده بود،تیغ روی دستش،غرق درخون،رفتم جلو باورم نمیشد هنوز،توی شوک بودم سعیده چطور تونسته اینکارو

بکنه همونجا نشستمو صداش زدم:_سعیده سعیده جواب بده.دستای سردشو بین دستام گرفتم صورتش

سفیده سفید شده بود بلندشدم یه مانتو و شال دم دستی پوشوندمش و راه افتادم سمت بیمارستان با تمام سرعت

میروندم نگاهی به سعیده میکردم میزدم رو فرمونو داد میزدم:_تو حق نداری بمیری فهمیدی حق نداری حرصمو روی

پدال گاز درمیاوردم بالاخره رسیدم بیمارستان دروباز کردمو بلندش کردمو بردمش تو و داد زدم:_پرستار پرستااار

بیا اینجا چندتا پرستار اومدن و سعیده رو توی یه تختی گذاشتن و بردن که یه دکتر اومد معاینش کرد گفت:_چیکار

کرده با تته پته گفتم:رررگ...شو..ززده دکتر بلند گفت:ببرینش اتاق عمل همراه تخت راه افتادم وقتی دم در اتاق عمل

رسیدیم دیگه نزاشتن برم تو پاهام دیگه جونی نداشت همونجا روی سنگای بیمارستان نشستم و روبه رومو نگا

میکردم اخه چرا سعیده؟چرا اینکارو کردی؟چرا زندگی خودمو خودتو خراب کردی؟همینطور سوالا مث سیل تو مخم

میومد بعد۳ساعت دکتر اومد بیرون از اتاق عمل به سمتش دویدم :_اقای دکتر چیشده؟؟؟خانومم چششه؟؟حالش

چطوره؟؟؟دکتر گفت:شما همسرشونی؟_بله _ایشون خون زیادی از دست دادن ولی تونستیم برش گردونیم و بخیه

بزنیم دستشونو الانم میبریمش مراقبت های ویژه چون حالشون وخیمه اینو گفت و رفت یعنی سعیده من داشته

میمیرده ای خدااااا در باز شد و سعیده روی تخت و بیهوش اومد بیرون صورت قشنگش رنگش پریده بود
دیدگاه ها (۱)

پارت 33ای خدااااا در باز شد و سعیده روی تخت و بیهوش اومد بیر...

پارت 34منو ببخش اصلا بلند شو منو بزن منو بکش اما تو فقط چشمه...

پارت 31اون تزئینات دوباره اون شب نحس تو ذهن و قلبم تداعی شد ...

پارت 30(مهرداد)کلیدو تو در چرخوندم و وارد خونه شدم...با دیدن...

عضو. ۸ Bts

مهمونی پارت ۳۶

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

#ارباب‌سنگدل #پارت_33 روز ها در پی هم می‌گذشتند و بلاخره ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:30.اخرقطع کردمو سوار ماش...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:8ویو جونگکوک ...

وقتی خیلی کیوته ولی گیجه...بعد از ۹ ماه سختی و دکتر رفتن های...

رو‌ بینی بابام یه زخم کوچولو در حد۱-۲ میلی متر بود که خوب نم...

زخم را جدی بگیریدرو‌ بینی بابام یه زخم کوچولو در حد۱-۲ میلی ...

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط