{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part6

Part6
اینو گفت و رفت سمت ماشینش.منم که داشتم از ترس سکته میکردم وایسادم تا بره بعد که مطمئن شدم رفته حرکت کردم. اه پسره آشغال عوضییییی بیشعوووووور
تا دم در خونه داشتم فحشش میدادم
رسیدم خونه فوری غذای دیشبمو گرم کردم و خوردم. چطوره امروز یکم برقصم. ناسلامتی من استاد رقصم😎 😎 😎 .غذام که تموم شد رفتم سمت سالن...
وارد سالن که شدم رفتم سمت اتاق لباس و بعد از کلی فکر کردن تصمیم گرفتم یکم با سبک هیپ هاپ و تکنو برقصم. پس یه تیشرت صورتی با یه شلوارک جین که تا زیر زانوم بود و پوشیدم و از اتاق اومدم بیرون.
@roman_khooob
دیدگاه ها (۶)

Roman_khooob:Part7روی میله تمرین کمی نرمش کردم و بعد رفتم سم...

Roman_khooob:Part8با صدای گوشیم از خواب بلند شدم. وااااااااا...

Part5که یهویی رسیدم به بن بست!اه این کوچه لعنتی چرا بن بسته!...

Part4اوووف بالاخره تموم شد!چه قدر این حسینی حرف میزنه هاااا!...

چند پارتی

رمان تهیونگ

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

My_idol

My nurse

چند پارتی (درخواستی)

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

#موکل_خطرناک_من #رمان_درخواستی. پارت5ویو اتلپ ه...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

رمان تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط