{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part5

Part5
که یهویی رسیدم به بن بست!اه این کوچه لعنتی چرا بن بسته! ای خدا حالا چه غلطی بکنم؟!دستام داشت میلرزید.. اومدم برگردم که رایان رسید. از ترس داشتم سکته میکردمممم! نکنه همینجا سر به نیستم کنه؟ نه بابا قاتل نیست که!نکنه گم و گورم کنه؟ اه اصلا چی دارم میگم!؟🤔 😱 چشمامو بستم و یه نفس عمیق کشیدم
رسید به در سمت من و سرشو نزدیک شیشه اورد و گفت: بگو غلط کردم
من بگم غلط کردم؟؟؟ عمرااااااا😡 😒 😒
آتریسا:غلط کردی
_نشنیدمممممم؟!
+غلط کردییییی
_خودت خواستی
اینو گفت و درو باز کرد و مچ دستمو گرفت و تا اومد پیادم کنه گفتم:غلط کردی.....نههههه.......منظورم اینه کههههه....اوم.......چیزههه....غلط کردم....اه پسره بیشعور
+نشنیدممممم
_غلط کردم پسره ی بیشعورررررر، گودزیلاااااا، زااااامبی
که تا درو بست گفتم ازت متنفرم که برگشت سمتم و گفت: دل به دل لوله کشی داره جوجهههه...
@roman_khooob
دیدگاه ها (۱)

Part6اینو گفت و رفت سمت ماشینش.منم که داشتم از ترس سکته میکر...

Roman_khooob:Part7روی میله تمرین کمی نرمش کردم و بعد رفتم سم...

Part4اوووف بالاخره تموم شد!چه قدر این حسینی حرف میزنه هاااا!...

Part3_بفرماییددرکلاسو بازکردیم و رفتیم داخل که حسینی گفت چرا...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟔با کلا...

انتقام یا عشق

Part10:(فردا،ساعت ۳ بعد از ظهر)جونگ کوک تلفنش رو برداشت و شر...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

#رمان_عشق_مجازی_پارت_2با ترسو لرز راه افتادم ب سمت ماشینی ک ...

مرا باور کن پارت ۲۸:دلبر:این ..........همون آرین خر مون بود....

گمشده در قلبمپارت۳۴متعجب اومد بیرون و درو بست هنوز نفسم بالا...

#فن_فیک #فقط_یه_شب_نبود #پارت7

وانشات یاندره • ایزانا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط