آموختم از بید که در باد برقصم
آموختم از بید که در باد برقصم
در اوج پریشانی خود شاد برقصم
از سایه ی شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم
شیرین من! این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشه ی فرهاد برقصم
از روز ازل با دل بی حوصله بستم -
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم
در اوج پریشانی خود شاد برقصم
از سایه ی شمشاد چنین یاد گرفتم
در ماتم هر سرو که افتاد برقصم
شیرین من! این گونه مرا ساده مپندار
بگذار که چون تیشه ی فرهاد برقصم
از روز ازل با دل بی حوصله بستم -
عهدی که فلک هر چه به من داد برقصم
- ۱.۴k
- ۰۲ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط