{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلهای سرخ را توی چمدانم کاشتم

گلهای سرخ را توی چمدانم کاشتم
باران را توی حنجره ام...

پرنده ای نشسته روی ِموهایم و شعر میخواند
من صدایش را توی دفترم می نویسم
اینهمه دلتنگی را کجای دلم خاک کنم ؟؟
نخ و سوزن مهرت کو؟!

هر تکه ام را غمی به دندان گرفته و...

همیشه یک گوشه ی این دنیا سنجاق بودم
یک روز برگ گلدان کوچکت
یک روز دکمه ی پیراهنت
یک روز چشم های خیره ی گنجشکی
یک روز دخترکی غمگین
یک روز...

یک روز اما
در آغوشت گل خواهم داد.

یک روز که غمِ تو را نداشته باشم
غم دنیا به درک!!

دیگر چه اهمیتی دارد
دلم هزار تکه باشد؟؟
آنروز هزار بار
در آغوشت
خواهم مرد... #دلتنگی #دوست دارم #آغوش
دیدگاه ها (۱)

گلهای سرخ را توی چمدانم کاشتمباران را توی حنجره ام...پرنده ا...

ڪَلهای سرخ را توی چمدانم ڪاشتمباران را توی حنجره ام...پرنده ...

❤ ️z.a.r❤ ️چمدانم را بسته امجز خیال خوب تو چه دارم برای بردن...

از بوی تو، از چشم هایت، از تنت رفتماز چشم های خیس بر پیراهنت...

حسنت را فقط حسن یوسف عاشق می داند وبس... همان که خودت کاشتی ...

اما من ادم روز های خوش نیستم...چیزی در من شکسته که خنده هایم...

راستش هول میشوم وقتی ب عکس هایت نگاه میکنم... چشمانت مرا درگ...

چرا از تو نگویم ؟چرا اشک های تو را نسرایم ؟وقتی همه ی دریاها...

زندگي، شايد شعر پـدرم بود كه خواند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط