{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک ر

زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک روز بعد از ظهر هنگام دعوا با همسرش کنترل از دستش خارج شد و ظرف ها را به سمت دیوار پرت کرد.

وقتی دو روز بعد از این ماجرا به من مراجعه کرد به نظر می رسید شدیداً افسرده است و احساس گناه می کند. می خواستم به او دلداری بدهم و گفتم اینکه آدم گاهی کنترلش را از دست بدهد فاجعه نیست. ولی حرف مرا قطع کرد و گفت: «نه من احساس گناه نمی کنم، ولی پشیمانم که چرا تا چهل و چهار سالگی صبر کردم تا احساسات واقعی ام را نشان دهم».

اروین د یالوم
دیدگاه ها (۵)

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

🖤🌙 ماه سیاه | Black Moonقسمت اول: «من و هم‌اتاقی خون‌آشامم»ت...

قلب های تپنده"میکشم، کسی رو که قصد آسیب به دخترم پیدا کنه." ...

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

پارت ۳۰"نههه بچم، بچمو از زیر دست و پا نجات بدین!"صدای کوبید...

زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک روز ...

‼ ️زن چهل و چهار ساله ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود، یک ر...

کتاب بخوانیم

زن چهل‌وچهارساله‌ای که پزشک مسئول و با وجدانی بود ، یک روز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط