رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ری
رفته بودیم واسه داداشم خواستگاری دیدیم عروس نشسته خیلی ریلکس با شلوار لی و تیشرت! مامانم تو گوشم گفت: خوبه والا نه شرمی، نه حیایی، نه… همینجوری داشت میگفت که عروس با چادر از آشپزخونه چایی به دست اومد سلام کرد! هیچی دیگه فهمیدیم اون داداش عروس بود...!!!
- ۷۵۲
- ۱۴ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط