{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود

بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود

زخم ها و ضربه های دشمنان دردش کم است
آدمی از ضربه های دوست نالان می شود

مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود

معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود
دیدگاه ها (۶)

ﺩﻟﺒﺮ ﺷﯿﺮﯾﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺵ ﻣﻦ ...ﻋﻄﺮ ﺗﻮ ﭘﯿﭽﯿﺪﻩ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﻦ ...ﺷﻬﺮ ﺍﺯ ...

دل من مست دلت بود،تو بد فهمیدیعاشق حرف دلت بود، تو بد فهمیدی...

چه زیبا بود اگر یک دم ،نگاهم را تو می دیدی....!ز خلوتگاه احس...

از ترس تا اعتمادpart: 2 ...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

A friend of a loneliest time P1 با طلوع خورشید پسرک برای لحظ...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

تکاپو پارت 100:باهام سرد میشه.. 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آن شب...بعد از گفت...

p : 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط