{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز

هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز
به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم
که می‌کشی تو ز عبد فراری خود ناز .
دیدگاه ها (۱)

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

مردی که در کنارم بود

فراتر از خویش

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part69بلندشدم و برقو خاموش کردمتختم دونفره بو...

به.نام.پناهی.که.دیگر.نیستاما.... خاطراتش برای همیشه در بند ب...

ددی مافیاپارت ۱________________________🌜🌕🌛__________________...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

🖤 پارت ۴۱ | «قدرت واقعی»تصویر خواهر لانا هنوز روی مانیتور بو...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

مافیایی برای من}پارت:۵ویو کوک:شام اماده شده بود رفتم که پسره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط