{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قسمت ۱ | اولین دردسر

قسمت ۱ | اولین دردسر

ساعت ۷:۵۸ صبح بود.

ساختمان شیشه‌ای و بلند شرکت «JK Group» مثل همیشه شلوغ بود؛ کارمندها با عجله وارد می‌شدند، آسانسورها پر بودند و صدای قدم‌ها در لابی می‌پیچید.

اما یک نفر، برخلاف همه، با آرامش کامل وارد ساختمان شد.

تهیونگ یک دستش را داخل جیب شلوارش گذاشته بود و با دست دیگرش لیوان قهوه‌اش را گرفته بود.

نگهبان نگاهی به ساعت انداخت.

— آقای کیم... هشت صبح جلسه دارید.

تهیونگ جرعه‌ای از قهوه‌اش خورد.

— می‌دونم.

— الان ساعت هفت و پنجاه و نه دقیقه‌ست.

تهیونگ لبخند زد.

— پس هنوز یک دقیقه وقت دارم که آدم موفقی باشم.

نگهبان خندید.

— فقط امیدوارم رئیس امروز عصبی نباشه.

تهیونگ همان‌طور که وارد آسانسور می‌شد گفت:

— رئیس شما همیشه عصبیه.

در آسانسور بسته شد.

طبقه سی‌وهشتم.

دفتر مدیرعامل.

جونگ‌کوک پشت میز بزرگش نشسته بود و پرونده‌ای را ورق می‌زد.

چهره‌اش کاملاً آرام بود؛ آن‌قدر آرام که همه کارمندها از آن می‌ترسیدند.

منشی با احتیاط وارد شد.

— آقای جئون...

جونگ‌کوک بدون اینکه سرش را بلند کند گفت:

— هنوز نیومده؟

منشی مکث کرد.

— چه کسی؟

جونگ‌کوک بالاخره نگاهش کرد.

— کارمند جدید بخش مدیریت.

— آقای کیم تهیونگ؟

— بله.

منشی با لبخند عصبی گفت:

— هنوز نه.

جونگ‌کوک به ساعت نگاه کرد.

۷:۵۹.

— یک دقیقه.

منشی چیزی نگفت.

دقیقاً ساعت هشت، در باز شد.

تهیونگ با لبخند وارد شد.

— صبح بخیررر!

جونگ‌کوک سرش را بالا آورد.

چند ثانیه سکوت.

تهیونگ به اطراف نگاه کرد.

— خب... چرا همه این‌قدر ساکتن؟

منشی زیر لب گفت:

— چون اینجا اتاق رئیس شرکته.

تهیونگ آرام جواب داد:

— خب که چی؟

جونگ‌کوک ابرویش را بالا انداخت.

— «خب که چی؟»

تهیونگ لبخند زد.

— دقیقاً.

منشی سریع از اتاق خارج شد.

این بهترین تصمیمی بود که آن روز گرفت.

جونگ‌کوک به صندلی روبه‌رو اشاره کرد.

— بشین.

تهیونگ نشست.

جونگ‌کوک پرونده‌ای را جلویش گذاشت.

— سابقه کاری‌ات خوبه.

— ممنون.

— ولی...

تهیونگ منتظر ماند.

— در سه شرکت قبلی، هیچ‌کدام بیشتر از شش ماه نگهت نداشتند.

تهیونگ لبخندش را حفظ کرد.

— شاید مشکل از شرکت‌ها بوده.

جونگ‌کوک چند لحظه نگاهش کرد.

— یا مشکل از تو.

تهیونگ آهسته گفت:

— احتمالاً از هر دو.

برای اولین بار گوشه لب جونگ‌کوک کمی تکان خورد؛ اما خیلی سریع دوباره جدی شد.

— اینجا با بقیه شرکت‌ها فرق داره.

— چه فرقی؟

— اینجا اشتباهت هزینه داره.

تهیونگ تکیه داد.

— حقوقش هم هزینه داره؟

جونگ‌کوک خیره نگاهش کرد.

تهیونگ شانه بالا انداخت.

— شوخی کردم.

— امیدوارم.

جونگ‌کوک پرونده دیگری را باز کرد.

— از امروز دستیار مستقیم منی.

تهیونگ تقریباً از روی صندلی بلند شد.

— چییی؟

— مشکلی هست؟

— بله.

— چی؟

— من فکر می‌کردم برای بخش مدیریت استخدام شدم، نه اینکه هر روز شما رو تحمل کنم.

سکوت.

خیلی سنگین.

تهیونگ فهمید جمله‌اش را بلند گفته.

— یعنی... منظورم این بود که...

جونگ‌کوک پرونده را بست.

— خیلی خوب.

تهیونگ لبخند زد.

— واقعاً؟

— از فردا منتقل می‌شی.

لبخند تهیونگ خشک شد.

— کجا؟

جونگ‌کوک خیلی خونسرد گفت:

— اتاق بایگانی زیرزمین.

— آقای جئون!

— بله؟

— شما شوخی می‌کنید؟

— نه.

تهیونگ چند ثانیه نگاهش کرد.

بعد با عصبانیت گفت:

— من از شما خوشم نمیاد.

جونگ‌کوک بدون هیچ تغییری در چهره‌اش جواب داد:

— احساس متقابله.

تهیونگ از اتاق بیرون رفت و زیر لب غر زد:

— چه رئیس اعصاب‌خوری...

اما درست وقتی در بسته شد، جونگ‌کوک نگاهش را روی پرونده تهیونگ انداخت.

چیزی در این پرونده عجیب بود.

یک صفحه از سوابق کاری تهیونگ حذف شده بود.

و روی آخرین صفحه فقط یک جمله نوشته شده بود:

«اگر کیم تهیونگ وارد شرکت شد، مراقب باشید کسی درباره پرونده سال ۲۰۱۹ چیزی به او نگوید.»

جونگ‌کوک برای چند ثانیه خیره ماند.

بعد آرام گفت:

— تو دیگه کی هستی، کیم تهیونگ؟
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۲ | پرونده‌ای که نباید باز می‌شدتهیونگ با اخم از اتاق ر...

بچه کامن که نداریم با 20 تا فالور 6 تا یا کمتر لایک بگیرم حق...

«دشمنِ نیمکت بغلی»زنگ مدرسه تازه خورده بود که رها با عجله وا...

White Lotus | Part 33سه سال گذشته بود.سوآ بعد از پایان تور ج...

☆دوپارتی☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته و هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــــــــــ...

تک پارتی، تهکوک | «قرار نبود عاشقت بشم»ساعت نزدیک دو نیمه‌شب...

معاملهp28جونگ‌کوک ساعت هشت صبح از خواب بیدار شد.چند لحظه به ...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

☆دوپارتی، پارت آخر☆𓆩𐙚..وقتی هم استادته هم همسرت..𐙚𓆪ـــــــــ...

معاملهp25جونگ‌کوک هنوز سرش روی بازوی تهیونگ بود. چند لحظه به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط