سهراب ،گفتی چشمها را باید شست !
سهراب ،گفتی چشمها را باید شست !
شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم
ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم
ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را
،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید.
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده!!!......
شستم ولی..... گفتی جور دیگر باید دید! دیدم
ولی..... گفتی زبر باران باید رفت ! رفتم
ولی او نه چشم های خیس و شسته ام را
،نه نگاه دیگرم را هیچکدام را ندید.
فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت : دیوانه باران زده!!!......
- ۲.۹k
- ۰۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط