{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حداقل اجازه بده تا بدرقه ات کنم...

حداقل اجازه بده تا بدرقه ات کنم...
شاید باره آخری باشد که تو را میبینم...
شاید وقتی برگشتی من از دوریت جان به جان آفرین تسلیم کرده باشم...
بگذار حداقل دستی برایت تکان دهم و بگویم...
خداحافظ عشق من...
دیدگاه ها (۱۴)

هیون رفت سربازی تا دو ساله دیگه خدایا من دارم میمیرم.تا وقتی...

با اینکه فیسبوک هیون چند ماهه که آپدیت نمیشه، ولی همچنان تعد...

یکی دو هفتس دارم فیک مدرسه شبانه روزی رو میخونم.واقعا عالیه.

نَفـس مصنوعی یعـــــنی تـــو نَبـــاشـی و مـَــن به عکـست...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت ششمویو اتچند روز از اون ماجرا گ...

dark life = 38

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش سوم_ بلند می‌شود و دستم را می‌گیرد دمپایی ...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

خیلی ذوق دارمشبیه همان شوقی که بارها در نگاهت دیده بودم.می‌د...

سناریو: (وقتی رنگ پوست...)(وقتی رنگ پوستت ازش تیره تره و بهش...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏_ چی؟! یک ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط