{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کپسول‌های سرد اکسیژن برایت

کپسول‌های سرد اکسیژن برایت
جز آه‌های بی‌ثمر چیزی ندارند

می‌خواهی آسوده شوی ـ حرف تو این است ـ
این سال‌ها انگار پاییزی ندارند
این سرفه‌ها یادآور یک عمر درد است
دردی که در عمق وجودت ریشه کرده
چیزی نمی‌گویی ولی می‌فهمم، آری!
مسمومیت خون تو را در شیشه کرده
حتی نفس با تو سر یاری ندارد
با این همه از هیچ کس شکوه نداری
بر عکس هر ابری که می‌خواهد ببارد
ترجیح دادی بی‌صدا، نم‌نم بباری
امشب دوباره خاطراتت جان گرفته
یک چفیه و تسبیح و عکس یادگاری
باید تو را توصیف کرد این‌گونه: «شاید
شمعی که سرگرم است با شب‌زنده‌داری»

فریاد تو با موج‌های کرخه رقصید
در عمق جان راین هم حتی اثر کرد
چیزی بگو حرفی بزن همراه بغضت
باید جهان را از شکوهت با خبر کرد
دیدگاه ها (۴)

اتل متل يه قصه از غربت يه دايي جانباز هشت سال جنگ موجي و شيم...

زمانه خواست تو را ماضی بعید کند ضمیر مفرد غائب کند شهید کند ...

مريض تخت سيزده امروز دوباره تب کرد بيچاره سرفه مي‌کرد با گري...

با همان سن کمش افسانه ها را زنده کرد او به کار رستم و سهراب ...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت پانزدهم 𓆪ات پشت سر جیمین ایستاد.جیمین ...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟐𝟕پارت ۲۷ | راز نفر سومچند دقیقه بعد...همه به عما...

📸 عکس آخرپارت اول: «فقط یه عکس»اِلیسا یه عادت داشت که دِیوید...

🖤🥀 «معشوقه‌ی مخفی»𓆩 پــارت بیست‌وششم 𓆪ات با دست‌های لرزان پا...

پارت ۲۹ |جونگ‌کوک هنوز به عکس خیره شده بود.آریانا آرام گفت:ـ...

LESSON

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟕چند ثانیه هیچ‌کس حرف نزد.صدای ضبط‌شده ...

📸 عکس آخرپارت سوم: «باید از من متنفر بشی»شب، وقتی دِیوید به ...

📖 پیام‌های ساعت سه صبحپارت سوم: «حقیقت»اِما وقتی به بیمارستا...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط