{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگيم خوب بود . ..

زندگيم خوب بود . ..
درسم خوب بود . . .
كارم رو برنامه بود . . .
تو مهمونی ها تو جمع بودم. . .
خوابم به موقع بود. . .
با خانوادم بگو بخند داشتم. . .
خلاصه همه چی آروم بود. . .
تا اينكه . . .

. . . . . .
يه از خدا بي خبري اومد بهم گفت:
واقعا تو ویسگون نداری؟؟؟!!
دیدگاه ها (۱۱)

سلام دوست جونامروز جمعه خوبی رو براتون ارزومندم;-)@-}--،@-}-...

لایحه پيشنهادي تنوع ازدواج با قيد فوريت به منظور افزايش جمعي...

لبخند بزن...! 
بر آمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رف...

بخشي از كتاب بابا لنگ دراز اثر جين وبستراز نامه های بابا لنگ...

فصل اول پارت اول خلاصه بزارین خودمو معرفی کنم من اتنام اتنا ...

The unwanted Roommate __________________________یک هفته بعد...

پارت ۱۸یهو دیدم همه دارن بهم نگاه میکردن چون .. من داشتم فار...

پارت دوم ( آسانسور عشق ) امروزم دادگاه داشتم با یکی از موکلا...

p¹ویو هانا-امروز مادربزرگ بهم گفت که یه مهمونی برگزار کرده و...

پارت ۶خونه بودم نادیا بهم زنگ زدو گفت ببخشید بابت توهم نزاشت...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

the_qu

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط