ای عم ادمین کوکو ❤✌
ای عم ادمین کوکو ❤✌
خواب محال:پارت26
کریس:بریم دیگه
ما:بریم
به سمت سینما حرکت کردیم و بعد 15دقیقه رسیدیم
سهون و کای و سوهو با چانبک پیش,مسئول سینما رفتن ،ایستادم پیششون نمیدونستم درباره ی چی حرف میزدن
کای:لطفااااا این فیلم رو پخش کنین دیگه
مسئول:گفتم نمیشه آقا لطفا مزاحم نشید
سهون ماسکش رو پایین اورد و گفت:چرا نمیشهههه؟؟؟
مسئول:اوووموووو اوپا سهون شما؟؟؟؟
سهون:پخش میکنید یا نه؟؟؟
مسئول:ب..بلهههه حتمااااا
به سمت بقیه رفتیم
من:کای چه فیلمی؟؟؟
کای با خنده گفت:حالا صبر کن میبینی
من:باوشه
همه نشستیم سوهو و چانی و کای و سهون درحال خندیدن بودن
من:اونا چشونه
کریس:معلوم نیس
کوثر:اوووممم به نظرتون چه فیلمیه؟؟قشنگه؟؟؟؟
کای:اوووف عالیه مخصوصا واسه تو یکی ،خوب نگاه کن
کوثر با تعجب گفت:اوهوم باشه
کریس نزدیک کای شد
کریس:کای اگه اونیه که تو ذهنمه هاااا دارت میزنم
کای:نه بابا هئونگ این چه حرفیه خخخخخ
••کوثر••
نشستیم و چراغ ها رو خاموش کردن چهره ی کریس نگران و عصبی بود و مدام ناخون هاشو میجویید
من:یاااا کریس,چی,شده؟؟؟؟
کریس:ها؟؟؟چ..چیزه..هیچی
سوهو:هیییشششش کوثر نگاااااه کن
فیلم شروع شد نگاه میکردیم که متوجه شدم کریس یکی از شخصیت های فیلمه
من:عههههه کریییس چتههه؟؟؟
کریس دستمو گرفت و کشید
کریس:باو بی خیال بیا بریم یه لحظه کارت دارم
من:یاااااا ولم کننننن نمیخوااااام
برگشتم سمت فیلم که یهو خشکم زد .....
خواب محال:پارت26
کریس:بریم دیگه
ما:بریم
به سمت سینما حرکت کردیم و بعد 15دقیقه رسیدیم
سهون و کای و سوهو با چانبک پیش,مسئول سینما رفتن ،ایستادم پیششون نمیدونستم درباره ی چی حرف میزدن
کای:لطفااااا این فیلم رو پخش کنین دیگه
مسئول:گفتم نمیشه آقا لطفا مزاحم نشید
سهون ماسکش رو پایین اورد و گفت:چرا نمیشهههه؟؟؟
مسئول:اوووموووو اوپا سهون شما؟؟؟؟
سهون:پخش میکنید یا نه؟؟؟
مسئول:ب..بلهههه حتمااااا
به سمت بقیه رفتیم
من:کای چه فیلمی؟؟؟
کای با خنده گفت:حالا صبر کن میبینی
من:باوشه
همه نشستیم سوهو و چانی و کای و سهون درحال خندیدن بودن
من:اونا چشونه
کریس:معلوم نیس
کوثر:اوووممم به نظرتون چه فیلمیه؟؟قشنگه؟؟؟؟
کای:اوووف عالیه مخصوصا واسه تو یکی ،خوب نگاه کن
کوثر با تعجب گفت:اوهوم باشه
کریس نزدیک کای شد
کریس:کای اگه اونیه که تو ذهنمه هاااا دارت میزنم
کای:نه بابا هئونگ این چه حرفیه خخخخخ
••کوثر••
نشستیم و چراغ ها رو خاموش کردن چهره ی کریس نگران و عصبی بود و مدام ناخون هاشو میجویید
من:یاااا کریس,چی,شده؟؟؟؟
کریس:ها؟؟؟چ..چیزه..هیچی
سوهو:هیییشششش کوثر نگاااااه کن
فیلم شروع شد نگاه میکردیم که متوجه شدم کریس یکی از شخصیت های فیلمه
من:عههههه کریییس چتههه؟؟؟
کریس دستمو گرفت و کشید
کریس:باو بی خیال بیا بریم یه لحظه کارت دارم
من:یاااااا ولم کننننن نمیخوااااام
برگشتم سمت فیلم که یهو خشکم زد .....
- ۵.۶k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط