قسمت ۴ (بخش اول)
قسمت ۴ (بخش اول)
وقتی به هوش اومد داخل یه اتاق چوبی بود که بوی چوب تازه کل اتاق رو گرفته بود یه کمد ،آیینه و یه میز که روش یه لیوان که به صورت وارونه گذاشته شده بود هم داخل اتاق قرار داشتند و البته یک تلویزیون که صداش برفکش به اندازه ای روی مخ بود که حسین همونجا بلند شه و خوردش کنه. حسین چند قدمی داخل اتاق راه رفت و بعد در کمد رو باز کرد و چند دست کت و شلوار و شونه و چند مدل عطر و ساعت رو دید و بعد صدای برفکی تلویزیون که دیگه براش عادی شده بود قطع شد و تصویر سیاه رنگی نمایش داده شده و ناگهان صدایی بخش شد
بلاخره بیدار شدی حسین؟! خیلی خوشحالم که داخل مسابقه ما شرکت کردی.ما با اون چهار دوربین گوشه اتاق تورو زیر نظر داریم و تمام حرکات تو رو آنالیز میکنیم.زیر اون لیوان روی میز یه تاس هست و تو میتونی بعد از آوردن عدد شیش وارد مسابقه بشی ولی به هر بار که عددی غیر از شیش بیاری روی بدن دینا نقاشی میکشیم البته با تیغ .راستی با بردن مسابقه شما دو میلیون دلار برنده میشید. هر چند که چند برابر این مبلغ رو شما شرط بسته شده پس سعی کنید از مسابقه لذت ببرید
صدا قطع شد و بعد چند ثانیه تصویر که دختر رو نشون میداد که با بدن نیمه لخت دست پاشو به یه تخته چوبی بسته بودند حسین نزدیک تر رفت تا ببینه قرار چه اتفاقی بیفته و اون دختر کیه آره تمام تفکرات حسین که خدا خدا میکرد اتفاق نیوفته اتفاق افتاد اون دینا بود!....
وقتی به هوش اومد داخل یه اتاق چوبی بود که بوی چوب تازه کل اتاق رو گرفته بود یه کمد ،آیینه و یه میز که روش یه لیوان که به صورت وارونه گذاشته شده بود هم داخل اتاق قرار داشتند و البته یک تلویزیون که صداش برفکش به اندازه ای روی مخ بود که حسین همونجا بلند شه و خوردش کنه. حسین چند قدمی داخل اتاق راه رفت و بعد در کمد رو باز کرد و چند دست کت و شلوار و شونه و چند مدل عطر و ساعت رو دید و بعد صدای برفکی تلویزیون که دیگه براش عادی شده بود قطع شد و تصویر سیاه رنگی نمایش داده شده و ناگهان صدایی بخش شد
بلاخره بیدار شدی حسین؟! خیلی خوشحالم که داخل مسابقه ما شرکت کردی.ما با اون چهار دوربین گوشه اتاق تورو زیر نظر داریم و تمام حرکات تو رو آنالیز میکنیم.زیر اون لیوان روی میز یه تاس هست و تو میتونی بعد از آوردن عدد شیش وارد مسابقه بشی ولی به هر بار که عددی غیر از شیش بیاری روی بدن دینا نقاشی میکشیم البته با تیغ .راستی با بردن مسابقه شما دو میلیون دلار برنده میشید. هر چند که چند برابر این مبلغ رو شما شرط بسته شده پس سعی کنید از مسابقه لذت ببرید
صدا قطع شد و بعد چند ثانیه تصویر که دختر رو نشون میداد که با بدن نیمه لخت دست پاشو به یه تخته چوبی بسته بودند حسین نزدیک تر رفت تا ببینه قرار چه اتفاقی بیفته و اون دختر کیه آره تمام تفکرات حسین که خدا خدا میکرد اتفاق نیوفته اتفاق افتاد اون دینا بود!....
- ۳.۹k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط