{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت
عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت

به خدا درد کمی نیست که با پای خودت
بدنت را بکشانی به سر دار خودت

کاروان رد بشود، قصه به آخر نرسد
بشوی گوشه ای از چاه خریدار خودت

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد
بگذاری برود! آه... به اصرار خودت!

بگذاری برود در پی خوشبختی خود
و تو لذت ببری از غم و آزار خودت

اینکه سهم تو نشد درد کمی نیست ولی
درد یعنی بزنی دست به انکار خودت...

علی صفری
دیدگاه ها (۳)

ﺭﻓﺘﯽ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻣﻦ ﺗﻨﻬﺎﯼ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺭﻧﺞ ﻭ ﻏﻢ ﺩﻭﺭﯼ ...

چہ خبر از دل تو........نفسش مثل نفسهاے دل ڪوچڪ من میگیرد......

ﺩﺭﺗﻨﻮﺭﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ ﺩﺭﻣﻘﺎﻡ ﻋﺸﻖ،ﻧﺎﻣﺮﺩﯼ ﻣﻜﻦ!..ﻻﻑ ﻣﺮﺩﯼ ﻣﯽﺯﻧﯽ!ﻣ...

ایشالله

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣9️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣتو تکان نخوردی. لب‌ه...

#دوپارتیهان/ا.تP:2حوله سفید رنگ رو دور بدنت پیچیدی و از حموم...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ :اول دقت کنیم که این اصرار با ذک...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

#ارباب_منPart: 12ویو: فردا صبحته: با تکون خوردن چیزی تو بغلم...

چندپارتی وقتی اجازه نمیده تتو بزنی....) پارت اول | خط قرمزته...

پارت سوم و آخر | اسم تونزدیک ساعت هفت عصر بود که تهیونگ و ما...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 14جونگکوک سرش رو کنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط