{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ولی خودمانیم بد حیف کردی...

ولی خودمانیم بد حیف کردی...
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم
که هر شب پشت سرت مینشست و موهای خرمایی ات را میبافت و عطر موهایت را نفس میکشید...
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم...
که وقتی خسته و کوفته از سر کار به خانه برمیگشت و در حال آشپزی بودی، تو را در آغوش میگرفت و تمام خستگی از تنش بیرون میرفت..
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم...
که پایه تمام شیطنت هایت بود،وسط زمستان بستنی میخوردیم،زنگ خانه ها را میزدیم و فرار میکردیم،برایت لاک میزدم،عصر های جمعه برایت آشپزی میکردم،دامن گل گلی ات را میپوشیدم و برایت ادا و شکلک درمیاوردم تا بخندی...
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم....
که جدا از دوست داشتنت تو را بلد بود
تو را درک میکرد
با اخلاق های خاص زنانه تو میساخت
تو را میفهمید
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم....
که در زمان پیری،حتی اگر
دیابت هم داشتم و فشارم بالا و پایین بود
ولی با دیدن تو باز هم قند در دلم آب میشد و آن چشمهای جذابت فشارم را بالا و پایین میکرد
میخواستم برایت از آن مرد هایی شوم....
که تو را تاج سر خود میگذاشت
تمام شهر از عشقمان صحبت میکرد
داغ جداییمان را روی دل تک تک حسودهایمان میگذاشتیم
ای امان امان امان از این روزگار...💔🍃😔

#دلتنگی
دیدگاه ها (۱)

😏🖤 اینجا دیگه راز «وارث» جدی‌تر میشه و یه سورپرایز هم برای ا...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

🖤 عقد با رئیس مافیا — پارت 23ساعت ۱۲ شب شد.تهیونگ، ات و کانگ...

تک پارتی از تهیونگ اسم فیک :در بندِ نگاهِ سردِ اربابدر عمارت...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

پیوند خون و اختیارپارت ۵ | اعتمادی که ترک برداشتباران شدیدی ...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

The Joke That Broke Us

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط