{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دریا و دریا .

شریعتی
دیدگاه ها (۱)

پر پرواز ندارم،امادلی دارم و حسرت درناها،و به هنگامی که مرغا...

پروردگارادر انتظار رحمتت نشسته ایم بدهی کریمی،ندهی حکیمی بخو...

آنجا کـــــه دلی بودبه میخانه نشستیمآن تـوبه صـــد سالهبه پی...

لحظه هاتنها پرندگان مهاجری هستندکه هرگزبه آشیانه بازنخواهند ...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_6_فردا بیا شرکتم تا پول رو و...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و سلبای خشکمو ترر کردم و به سق...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_35چشام گرم خواب شد که به خوا...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_3سوار ماشین شدم با سرعت به س...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_2دستم روی میز نشست تمام وسای...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

ادامه پارت142زل زد بهم و اروم سر تکون داد.بلند شدم و ازش دور...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت10ویو اتوارد ...

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط