کاش میگفتی به من تنهایی اَم را راه نیست
کاش میگفتی به من تنهایی اَم را راه نیست
دل از این آشوبِ شور انگیزِ خود آگاه نیست
چاره یِ زندانیِ تنهایِ دل مرگ است و بس
چاره یِ دردِ پلنگان در بیابان ماه نیست
باز بعد از وصل،ترسِ دوری و تنهایی است
با همین فکر و خیالم دوری ات جانکاه نیست
«زندگی آن تاجرِ طماعِ ناخن خشکِ پیر»
گرچه نامرد است اما آنقَدَر کوتاه نیست
برگ های رفته ی تقویم هم آتش گرفت
چاره ی برگشتنِ این روزها هم آه نیست
گرچه با تنهاییم سر کرده ام تا این زمان
خوب میدانم که زین پس هم کسی همراه نیست
دل از این آشوبِ شور انگیزِ خود آگاه نیست
چاره یِ زندانیِ تنهایِ دل مرگ است و بس
چاره یِ دردِ پلنگان در بیابان ماه نیست
باز بعد از وصل،ترسِ دوری و تنهایی است
با همین فکر و خیالم دوری ات جانکاه نیست
«زندگی آن تاجرِ طماعِ ناخن خشکِ پیر»
گرچه نامرد است اما آنقَدَر کوتاه نیست
برگ های رفته ی تقویم هم آتش گرفت
چاره ی برگشتنِ این روزها هم آه نیست
گرچه با تنهاییم سر کرده ام تا این زمان
خوب میدانم که زین پس هم کسی همراه نیست
- ۳.۰k
- ۲۲ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط