{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو

خاطراتم را بده دست پرستو ها، برو
زجر دارم می کشم خوبم … همین حالا برو!
دیر دارد می شود،مجنون لیلا روی من!
تا که جان نسپرده در آغوشت این لیلا، برو
این قدر دل دل نکن!دل را به کشتن می دهی …
سوز دارد قلب من،یا راحتم کن یا برو …
مرگ تدریجی است دل کندن از آغوشت ولی …
من که مدتهاست مردم! کم کن ام از “ما ”،برو …
گر چه طوفان آرزوهای مرا بر باد برد
گر چه سهمم این نبود از زندگی … اما برو
می روی گم می شود دل در غبار رفتنت …
خواهشا امشب بمان! فردا … نه پس فردا برو …
دیدگاه ها (۱)

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

خانوم مدیرعاملپارت اول | رویایی که به حقیقت پیوستهمچی ازونجا...

پارت چهارم: نقابِ دوستکلاس هنوز پر از همهمه بود که برادرهام ...

پارت ۳ 🎀ویو آلیا 🖤لیا: خب حالا میگی داستان اون گردنبند چی بو...

تاریکی زیر پوست نور. پارت اول.

پارت دوازدهم من رفتم کنار ات دراز کشیده و به صورت زیبا اون ن...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

رمان تهیونگ

ددی مافیاپارت ۲________________________🌜🌕🌛__________________...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط