پارت اول سناریو گوجو
پارت اول سناریو گوجو
فلش بک به چند سال پیش *
(نکته:ات اینجا ۱۶ و گوجو ۱۸ سال سن داره)
ات داخل آشپز خونه بود و داشت با دوستش ا.د حرف میزد
ا.د:ات خبر داری روح نفرین شده ها گسترش پیدا کردن
ات:روح نفرین شده وجود نداره
ا.د:اخبار گفته
ات:اخبار دروغ میگه
صدای شکستن پنجره اومد
ات:ا.د یه لحضه گوشی
ات رفت سمت پنجره صدایی از پشت سرش شنید (؟علامت روح نفرین شده)
؟:سلام خوشگله
ات برگشت و یه موجود ترسناک دید
ات:کمککککک(با داد)
ات احساس درد شدید زیر دلش<مکان رحم>احساس کرد و دید که یه چاقو بزرگ زیر دلشه
♡ویو ات♡
ترسیده بودم از زیر دلم داشت خون میومد بدنم داشت میلرزید
که یهو یه مرد قد بلند با موهای سفید چشمای ابی که زیر عینکش معلوم بوداومد
♧ویو راوی♧
ات بیهوش شد و گوجو با روح نفرین شده جنگید و ات رو برآید استایل بغل کرد و بعد وقتی رسیدن بیمارستان ات رفت اتاق عمل و دکتر بیرون اومد
دکتر:حالش خوبه اما متاسفانه رحمش رو از دست داده
گوجو:رحم چیه
دکتر:مکانیه که بچه رشد میکنه
گوجو:یعنی دیگه حامله نمیشه
دکتر:نه
ادامه داره
فلش بک به چند سال پیش *
(نکته:ات اینجا ۱۶ و گوجو ۱۸ سال سن داره)
ات داخل آشپز خونه بود و داشت با دوستش ا.د حرف میزد
ا.د:ات خبر داری روح نفرین شده ها گسترش پیدا کردن
ات:روح نفرین شده وجود نداره
ا.د:اخبار گفته
ات:اخبار دروغ میگه
صدای شکستن پنجره اومد
ات:ا.د یه لحضه گوشی
ات رفت سمت پنجره صدایی از پشت سرش شنید (؟علامت روح نفرین شده)
؟:سلام خوشگله
ات برگشت و یه موجود ترسناک دید
ات:کمککککک(با داد)
ات احساس درد شدید زیر دلش<مکان رحم>احساس کرد و دید که یه چاقو بزرگ زیر دلشه
♡ویو ات♡
ترسیده بودم از زیر دلم داشت خون میومد بدنم داشت میلرزید
که یهو یه مرد قد بلند با موهای سفید چشمای ابی که زیر عینکش معلوم بوداومد
♧ویو راوی♧
ات بیهوش شد و گوجو با روح نفرین شده جنگید و ات رو برآید استایل بغل کرد و بعد وقتی رسیدن بیمارستان ات رفت اتاق عمل و دکتر بیرون اومد
دکتر:حالش خوبه اما متاسفانه رحمش رو از دست داده
گوجو:رحم چیه
دکتر:مکانیه که بچه رشد میکنه
گوجو:یعنی دیگه حامله نمیشه
دکتر:نه
ادامه داره
- ۱۶.۱k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط