{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواب را از چشمانم میگیرم

خواب را از چشمانم میگیرم
دلهره هایم را به دست باد می سپارم
با تو می باشم!
حتی در شب های دراز و سرد زمستان
حتی اگر صدای وحشت شب،از سقوط ستاره ها ترانه بخواند
ترس و دلهره هایم را بدست باد میسپارم،
تا باد اورا ازین دیار به دیار دور دیگری و در فضای بیکران طبیعت پراگنده و نیست سازد
بگذار!
بگذار تپش های قلب خسته ام ،آرامش با تو بودن را تجربه کند
بگذار نفس هایم، از بوی مشکین تو بر ضمیر خشک وجودم بذر بهار بپاشد
بیا!
بیا و صدای روح بخش ات را به طربستان وجودم زمزمه کن
بیا و بر این رویای آبی من جان ببخش
تا چون آب دریاچه ها، از چشمه ی وجودم سرازیر شده و باشورو اشتیاق دنیای سبزه هارا عبور کنم
چون نسیم سحر،لبخند بر لبان گل ها و سبزه ها
جاری کنم

فقط نگاه گرم تو، فانوس جست و خیز این دریای غریب است
- مهدی نواندیش
دیدگاه ها (۱)

گفت دانایی که گرگی خیره سر هست پنهان در نهاد هر بشر لاجرم جا...

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیستگویی همه خوابند کسی را به ...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 166♡⁠。⁠)⁩حتي اگ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁴با دیدنِ سایه‌ای که گوشه‌ی اتاق،کنارِ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت19صدای برخورد سن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط