{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره از سقیفه دست آن ظالم برون آمد

دوباره از سقیفه دست آن ظالم برون آمد



دوباره از سقیفه دست آن ظالم برون آمد 
که مثل مادرم زهرا ز سیلی پاره شد گوشم 

من آن شمعم که آتش بس که آبم کرد، خاموشم 
مه کردند غیر از چند پروانه، فراموشم 

اگر بیمار شد کس گل برایش می برند و من 
به جای دسته گل باشد سر بابا در آغوشم 

پس از قتل تو ای لب تشنه آب آزاد شد بر ما 
شرار آتش است این آب بر کامم، نمی نوشم 

تو را بر بوریا پوشند و جسم من کفن گردد 
به جان مادرت هرگز کفن بر تن نمی پوشم 

دوباره از سقیفه دست آن ظالم برون آمد 
که مثل مادرم زهرا ز سیلی پاره شد گوشم 

اگر گاهی رها می شد ز حبس سینه فریادم 
به ضرب تازیانه، قاتلت می کرد خاموشم 

فراق یار و سنگ اهل شام، و خنده دشمن 
من آخر کودکم، این کوه سنگین است بر دوشم 

نگاه نافذت با هستی ام امشب کند بازی 
گه از تن می ستاند جان، گه از سر می برد هوشم 


دیدگاه ها (۳)

..

....

..

..

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

dark life = 18چند روز از آن شب جهنمی گذشته بود. ات دیگر مثل ...

dark life = 14

عشق یک طرفه پارت ۱۰ویو اتصدای زنگ در مثل تازیانه روی اعصابم ...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

_____پارت¹⁸ نفرین کوچولو_____به‌خاطر آدرنالین، تمام بدنم به ...

بعد از حرف نازنین، اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.هیچ‌ک...

روایات بسیاری گواهی می‌دهند که معصوم را جز معصوم نمی‌تواند غ...

پارت دوم: اتاق پدرصدای شلیک هنوز در تمام عمارت می‌پیچید.مهما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط