﴿ برده ﴾۴۴ part
﴿ برده ﴾۴۴ part
در آن بار شلوغ و پر سرو صدا خنده های زیبای یه سول برایش قشنگ ترین چیز ممکن بود درحالیکه بر اثر نوشیدن زیادی که خورده بود همش میخندید
جونگ کوک خودش هم دست کمی ازش نداشت چون الکل بر هر دو آنها اثر. کرده بود یه سول با پایین شدن از صندلی جلوی کانتر
سریع دست جونگ کوک رو گرفت و با حالت خماری که از الکل پیدا کرده بود گفت : برقصیم جئون جونگ کوک
جونگ کوک از نوشیدنی زیادی که خورده بود سرش گیج میرفت
آن دختر شیطون دستشو کشید وسط پیست بار و دستاشو دوره گردنش حلقه کرد همچنان دست های اون هم دوره کمرش حلقه شدن
محو آن مرد جذاب و خمار مانند شدت بود
خودی سفید دکمه داری که به تنش بود دکمه های اولیش باز بودن
و بدن خوش فرمش رو به نمایش گذاشته بود
با چتری های نیمه بلند و مجعد مشکی و پخش پلای پوشیده شده بود
با جرعت میتونست بگه اون زیباترین مردی بود که تا به حال دیده
هیچ کدومشون درحال خودشون نبودن
جونگ کوک با نزدیک کردن دهنش به سوی گوش یه سول خمار گفت : زیپ لباست باز شده
یه سول خندید و مست گفت : خوب ببندش
با اخم مرد روبه رو شد : اینجا وسط این همه آدم
یه سول با گرفتن دستش به سوی اتاقی که در همانجا قرار داشت رفت
بعد از بستن درب روبه مردی که با خمار ترین حالت نگاهش میکنه کرد
پس پشت بهش ایستاد و گفت : خوب ببندش
جونگ کوک آروم دستاشو روی شونه های برهنه آن دختر گذاشت و به آرومی سرشو توی گردنش فروع کرد عمیق بوئید که باعث مورمور شدن بدن یه سول شد اون مرد به قدری مست بود که کاراشو نفهمه
با برگردوند روی یه سول به طرفه خودش
لب هاشو به لب های آن دختر چسپوند یه سول که حسابی تسخیره شده بود فقط تونست شاهد بازی لب های مرد با لب های خودش بشه
وسطه اون بوسه تلخ و جونگ کوک خودش رو نزدیک تر و بوسه هاشو عمیق تر کرد و آخرین قطره اشکی از گوشه چشم یه سول پایین چکید
شاید این اولین و آخرین باری بود داشت طعم این لب ها رو حس میکرد
دیگه مهم نبود چی میشه،
در آن بار شلوغ و پر سرو صدا خنده های زیبای یه سول برایش قشنگ ترین چیز ممکن بود درحالیکه بر اثر نوشیدن زیادی که خورده بود همش میخندید
جونگ کوک خودش هم دست کمی ازش نداشت چون الکل بر هر دو آنها اثر. کرده بود یه سول با پایین شدن از صندلی جلوی کانتر
سریع دست جونگ کوک رو گرفت و با حالت خماری که از الکل پیدا کرده بود گفت : برقصیم جئون جونگ کوک
جونگ کوک از نوشیدنی زیادی که خورده بود سرش گیج میرفت
آن دختر شیطون دستشو کشید وسط پیست بار و دستاشو دوره گردنش حلقه کرد همچنان دست های اون هم دوره کمرش حلقه شدن
محو آن مرد جذاب و خمار مانند شدت بود
خودی سفید دکمه داری که به تنش بود دکمه های اولیش باز بودن
و بدن خوش فرمش رو به نمایش گذاشته بود
با چتری های نیمه بلند و مجعد مشکی و پخش پلای پوشیده شده بود
با جرعت میتونست بگه اون زیباترین مردی بود که تا به حال دیده
هیچ کدومشون درحال خودشون نبودن
جونگ کوک با نزدیک کردن دهنش به سوی گوش یه سول خمار گفت : زیپ لباست باز شده
یه سول خندید و مست گفت : خوب ببندش
با اخم مرد روبه رو شد : اینجا وسط این همه آدم
یه سول با گرفتن دستش به سوی اتاقی که در همانجا قرار داشت رفت
بعد از بستن درب روبه مردی که با خمار ترین حالت نگاهش میکنه کرد
پس پشت بهش ایستاد و گفت : خوب ببندش
جونگ کوک آروم دستاشو روی شونه های برهنه آن دختر گذاشت و به آرومی سرشو توی گردنش فروع کرد عمیق بوئید که باعث مورمور شدن بدن یه سول شد اون مرد به قدری مست بود که کاراشو نفهمه
با برگردوند روی یه سول به طرفه خودش
لب هاشو به لب های آن دختر چسپوند یه سول که حسابی تسخیره شده بود فقط تونست شاهد بازی لب های مرد با لب های خودش بشه
وسطه اون بوسه تلخ و جونگ کوک خودش رو نزدیک تر و بوسه هاشو عمیق تر کرد و آخرین قطره اشکی از گوشه چشم یه سول پایین چکید
شاید این اولین و آخرین باری بود داشت طعم این لب ها رو حس میکرد
دیگه مهم نبود چی میشه،
- ۱۳.۶k
- ۲۸ آذر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط