پ۱۱ف۲ صبح بیدار شدیم البته بیدارشون کردم خسته بودن تا عص
پ۱۱ف۲ صبح بیدار شدیم البته بیدارشون کردم خسته بودن تا عصر خرید مهرداد و میلاد انجام دادیم و مهرداد رو فرستادیم آرایشگاه خرید منو تا شب انجام دادیم و ماشینا رو فرستادیم کارواش تاشب ساعت ۱۰ کارا رو انجام دادیم و اومدیم خونه و خوابیدیم میلاد روی مبل توی حال سحر توی اتاق مهرداد چون لباس مهرداد رو برده آویز کرده توی اتاق مهرداد و همونجا خوابش رفته بود مهرداد ب نشسته روی مبل اتاق من منم روی پاش اصلا ی وضعی صبح بیدار شدیم تا ساعت ۳ ظهر همگی رفتیم سر کار و برگشتیم و دوش گرفتم و ساعت۷ بود شام رو خوردیم ب دوست میلاد علیاری سپردیم گل ب سلیقه سحر و من بگیره بیاره ک خرید آورد واس شام نگهش داشتیم بعد شام میلاد رسوندش و برگشت من و میلاد و بابا با ماشین من رفتیم و سحر و مهرداد و مامان با ماشین مهرداد شیرینی هم توی راه خریدیم
- ۶.۹k
- ۱۰ خرداد ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط