پدرم می گوید...
پدرم می گوید...
تو غذاهایت خیلی خوشمزه اند فقط اشتباهت این است که فکر می کنی هرچه پرملات تر درست بکنی خوشمزه تر وبهتر است...
راست می گوید،کیک هایم پر از اسمارتیز و خامه اند و خورش هایم پر از گوشت...
مادرم می گوید...
یک سری آدم ها دست خودشان نیست، دست شان به کم نمی رود، من هم دستم به کم نمی رود...
دست خودم نیست، دست دلم است...
دست دلم به ملات کم نمی رود... به کم دل تنگ شدن نمی رود... به کم دوست داشتن نمی رود... به کم وفاکردن نمی رود... دلم فکر می کند هرچه بیشتر ملات بریزم و دلتنگ بشوم و دوست داشته باشم و وفا کنم همه چیز خوشمزه تر و بهتر می شود...
فکر می کند درستش این است... دوستی, درانتقاد به این اخلاق من میگفت ویتامین هم بیش ازحدش کبد را ازبین می برد... یا مثلا""لوییس"" میگفت کم کم یاد میگیری که نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری... خودم میگویم چشم...
اما بعد کار خودم را میکنم، چه کنم دست خودم نیست...
یک سری آدم ها دست خودشان نیست... دست دلشان است... پرملات می آیند... و پرملات هم میروند...
تو غذاهایت خیلی خوشمزه اند فقط اشتباهت این است که فکر می کنی هرچه پرملات تر درست بکنی خوشمزه تر وبهتر است...
راست می گوید،کیک هایم پر از اسمارتیز و خامه اند و خورش هایم پر از گوشت...
مادرم می گوید...
یک سری آدم ها دست خودشان نیست، دست شان به کم نمی رود، من هم دستم به کم نمی رود...
دست خودم نیست، دست دلم است...
دست دلم به ملات کم نمی رود... به کم دل تنگ شدن نمی رود... به کم دوست داشتن نمی رود... به کم وفاکردن نمی رود... دلم فکر می کند هرچه بیشتر ملات بریزم و دلتنگ بشوم و دوست داشته باشم و وفا کنم همه چیز خوشمزه تر و بهتر می شود...
فکر می کند درستش این است... دوستی, درانتقاد به این اخلاق من میگفت ویتامین هم بیش ازحدش کبد را ازبین می برد... یا مثلا""لوییس"" میگفت کم کم یاد میگیری که نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری... خودم میگویم چشم...
اما بعد کار خودم را میکنم، چه کنم دست خودم نیست...
یک سری آدم ها دست خودشان نیست... دست دلشان است... پرملات می آیند... و پرملات هم میروند...
- ۳.۴k
- ۲۳ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط