گنه کردم گناهی پر ز لذت
گنه کردم گناهی پر ز لذت
در اغوشی که گرم و اتشین بود .
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و اهنین بود
در ان خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم ز چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
پریشان در کنار او نشستم .
لبش بر روی لب هایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم.
فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق
ترا می خواهم ای جانانه ی من
ترا می خواهم ای اغوش جانبخش
ترا ای
عاشق دیوانه ی من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بر روی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزون و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در ان خلوتگه تاریک و خاموش
در اغوشی که گرم و اتشین بود .
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و اهنین بود
در ان خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم ز چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
پریشان در کنار او نشستم .
لبش بر روی لب هایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم.
فرو خواندم به گوشش قصه ی عشق
ترا می خواهم ای جانانه ی من
ترا می خواهم ای اغوش جانبخش
ترا ای
عاشق دیوانه ی من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بر روی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزون و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در ان خلوتگه تاریک و خاموش
- ۶.۱k
- ۱۵ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط